وافره
[فِ رَ] (ع ص) مؤنث وافر. رجوع به وافر شود. || (اِ) سرین قچقار چون کلان گردد. (منتهی الارب) (آنندراج). دنبهء قچقار وقتی که کلان گردد. (ناظم الاطباء). دنبهء بزرگ قوچ. (از اقرب الموارد). || هر پیه پارهء دراز. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). هر قطعه ای از پیه که دراز گردد. (ناظم الاطباء). || این جهان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). دنیا. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
- ام وافره؛ این جهان. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
|| حیات. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج العروس). زندگی.
- ام وافره؛ این جهان. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
|| حیات. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج العروس). زندگی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
