همز
[هَ] (ع مص) اشاره کردن به چشم. || درخستن و فشردن به پنجه و جز آن. || سپوختن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || عیب کردن. (منتهی الارب). || . همزه آوردن در کلمه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || دور کردن. (منتهی الارب). || زدن. || گزیدن. || شکستن. || بر زمین زدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || همزالشیطان؛ دیوانگی، زیرا که از اغوای شیطان سر زند. (منتهی الارب). وسواس انداختن شیطان در دل. (اقرب الموارد). || حرف را به هم کردن. (تاج المصادر بیهقی). || (اِ) خطره ای که شیطان در دل اندازد. ج، همزات. (منتهی الارب). رجوع به همزه شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
