هضیم
[هَ] (ع ص) ستم رسیده و مظلوم. (منتهی الارب). مهضوم. (اقرب الموارد). رجوع به هضم شود. || لطیف. (ترجمان جرجانی). || امرأه هضیم؛ زن باریک شکم نازک تهیگاه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). باریک. (ترجمان علامهء جرجانی). || شکم باریک و درهم چسبیده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || ابر برهم نشسته. (ترجمان علامهء جرجانی). || غنچهء ناشکفته. (منتهی الارب).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
