هشومند
[هُ مَ] (ص مرکب) (از: هش، هوش + ـومند، پسوند اتصاف و دارندگی) (از حاشیهء برهان چ معین). هوشمند. خداوند هوش و عقل و زیرکی. (برهان).
- ناهشومند؛ بی خرد. نابخرد :
ز تخمی که کشتی در این رودبار
تو را داد ای ناهشومند بار.فردوسی.
- ناهشومند؛ بی خرد. نابخرد :
ز تخمی که کشتی در این رودبار
تو را داد ای ناهشومند بار.فردوسی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
