هسته
[هَ تَ / تِ] (ص، ق) مخفف آهسته :
تو نرم شو چو گشت زمانه درشت
هسته برو(1)، که سود ندارد سته.ناصرخسرو.
(1) - در دیوان (چ مینوی و محقق): مَسْتِهْ بر او. در این صورت شاهد نیست.
تو نرم شو چو گشت زمانه درشت
هسته برو(1)، که سود ندارد سته.ناصرخسرو.
(1) - در دیوان (چ مینوی و محقق): مَسْتِهْ بر او. در این صورت شاهد نیست.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
