هزل بستی
[هَ زِ لِ بُ] (اِخ) شاعری از مردم شهر بُست. قطعهء ذیل در ترجمان البلاغهء رادویانی از او آمده است که دربارهء تولد و مرگ دختر اوست:
چو دختر بیامد من اندر هزیمت
گه آمل گزیدم، گه از شرم، ساری
برفت آخر آن مصلحت بر طریقی
که رست او ز طعنه من از شرمساری.
رجوع به ترجمان البلاغهء رادویانی چ احمد آتش ص12 شود.
چو دختر بیامد من اندر هزیمت
گه آمل گزیدم، گه از شرم، ساری
برفت آخر آن مصلحت بر طریقی
که رست او ز طعنه من از شرمساری.
رجوع به ترجمان البلاغهء رادویانی چ احمد آتش ص12 شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
