هرو
[هَرْوْ] (ع مص) به چوب دستی زدن کسی را. (منتهی الارب). به عصا بزدن. (تاج المصادر بیهقی). زدن به هراوه. (اقرب الموارد). || فحش گفتن و بزدن. || نیک پختن گوشت. (تاج المصادر بیهقی). هرء. رجوع به هرء شود. || بزدن سرما کسی را. (مصادر اللغه زوزنی).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
