هرا
[هُرْ را] (اِ) درخشیدن. || ترس و بیم. (برهان). مانند هُرِه در دلهره. (از حاشیهء برهان چ معین). || آواز مهیب مانند آواز وحوش و سباع در افغانی هورا و هرا به فتح اول. (از حاشیهء برهان چ معین) :
نه آوای مرغ و نه هرای دد
زمانه زبان بسته از نیک و بد.فردوسی.
مرا بیدار مانده چشم و گوش و دل که چون یابم
به چشم از صبح برقی یا بگوش از وحش هرایی.
ناصرخسرو.
نه آوای مرغ و نه هرای دد
زمانه زبان بسته از نیک و بد.فردوسی.
مرا بیدار مانده چشم و گوش و دل که چون یابم
به چشم از صبح برقی یا بگوش از وحش هرایی.
ناصرخسرو.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
