هر
[هَرر] (ع مص) به بانگ آوردن سگ را سرما. رجوع به هریر شود. || ریخ زدن. || بانگ کردن سگ. (منتهی الارب). || بانگ کردن کمان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || خشک و پراکنده شدن خاک.(1) (منتهی الارب). خشک و پراکنده شدن خار. (اقرب الموارد). || خوردن آنچه از انگور بیفتد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || روان گردیدن شکم شتر. (منتهی الارب). || تیرخوردن از سلاح خود. (اقرب الموارد). || مکروه و ناپسند داشتن چیزی را. (منتهی الارب): هر الکأس و هر الحرب؛ یعنی ناپسند داشت آن را. (اقرب الموارد). دشخوار داشتن چیزی را. (تاج المصادر بیهقی). || بدخوی گردیدن مرد. (از اقرب الموارد). || (اِ) نوعی از زجر شتر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || کلمهء تحذیر. (منتهی الارب).
(1) - اصح خار است، و خاک در منتهی الارب خطای کاتب است.
(1) - اصح خار است، و خاک در منتهی الارب خطای کاتب است.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
