هذیان
[هَ ذَ](1) (ع مص) بیهوده دراییدن از بیماری و خواب و جز آن. (منتهی الارب). چرند و پرند. گفتار بیهوده. پرت و پلا. (یادداشت به خط مؤلف). تکلم غیرمعقول از بیماری یا جز آن. (اقرب الموارد) :
من این همه ز طریق مطایبت گفتم
مگر نگویی کاین ژاژ باشد و هذیان.فرخی.
اکنون صفت بچهء انگور بگویم
کاین هر صفتی در صفت او هذیان است.
منوچهری.
نخیزد دشمنی الا ز هذیان
تو هذیان بر زبان خود مگردان.
ناصرخسرو.
- هذیان گفتن.؛ رجوع به هذیان گفتن و نیز رجوع به هذی شود.
(1) - فارسیان به سکون ثانی استعمال کنند. (غیاث و بهار عجم).
من این همه ز طریق مطایبت گفتم
مگر نگویی کاین ژاژ باشد و هذیان.فرخی.
اکنون صفت بچهء انگور بگویم
کاین هر صفتی در صفت او هذیان است.
منوچهری.
نخیزد دشمنی الا ز هذیان
تو هذیان بر زبان خود مگردان.
ناصرخسرو.
- هذیان گفتن.؛ رجوع به هذیان گفتن و نیز رجوع به هذی شود.
(1) - فارسیان به سکون ثانی استعمال کنند. (غیاث و بهار عجم).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
