هدب
[هَ دَ] (ع مص) درازمژه گردیدن چشم. || دراز و فروهشته شاخ گشتن درخت. || (اِ) شاخهای ارطی و مانند آن. || هر برگ درخت که همیشه باشد چون سرو. || هر گیاه که برگ ندارد و خود قائم مقام برگ باشد. || هر برگ که پهن نباشد مانند برگ سرو و طاق و مانند آن. ج، اهداب، هِداب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
