هجر
[هُ] (ع اِ) سخن زشت و بیهوده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (شمس اللغات). کلام قبیح. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). فحش. (تاج العروس). || هذیان. سخن پریشان بیمار تب دار. (معجم متن اللغه). || اسم است از اهجار. (اقرب الموارد). ج، هواجر(1)، غیر قیاسی. (معجم متن اللغه) (تاج العروس).
(1) - ناظم الاطباء مهاجر آورده است.
(1) - ناظم الاطباء مهاجر آورده است.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
