هجانه
[هِ نَ] (ع اِمص) گرانمایگی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب)(1) (آنندراج) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه): هو بین الهجانه. (از تاج العروس). || نیکویی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || سپیدی. بیاض. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه). || پلیدی. خبیثی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). فرومایگی. || (مص) هجین گردیدن. (از معجم متن اللغه). هجنه. هَجانَه. هجونه. (معجم متن اللغه).
(1) - در منتهی الارب و ناظم الاطباء، این کلمه در این معنی به فتح اول آمده است.
(1) - در منتهی الارب و ناظم الاطباء، این کلمه در این معنی به فتح اول آمده است.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
