هبیخه
[هَ بَیْ یَ خَ] (ع ص، اِ) زن شیرده. || دختر(1) نازک جوان پرگوشت. (منتهی الارب) (معجم متن اللغه) (لسان العرب) (ناظم الاطباء). || در لغت حمیری، دختر و جاریه مطلقاً. (لسان العرب). دختر و جاریه. (ناظم الاطباء). || نوعی از خرامش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || امرأه هبیخه (از نوادر)، زن جوان پرگوشت نیکوتن. (لسان العرب).
(1) - ناظم الاطباء «زن» آورده.
(1) - ناظم الاطباء «زن» آورده.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
