هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن حسن علاف، مکنی به ابوبکر از صوفیهء قرن چهارم و از مردم شیراز بود. گویند که شیخ کبیر ابوعبدالله محمد بن خفیف، صوفی مشهور (متوفی به سال 371 ه . ق.) به مریدان خود وصیت کرد که پس از مرگ، شیخ ابوبکر علاف بر وی نماز گزارد. و چون شیخ کبیر درگذشت، شیخ ابوبکر بر وی نماز گزارد. سال وفات وی در شدالازار با جملهء، «توفی فی سنه ... و ثمانین و اربعمائه آمده یعنی جای آحاد خالی است ولی در شیرازنامه به سال 480 ذکر گردیده، علامهء فقید محمد قزوینی در حواشی و اضافات شدالازار ص 488 می نویسد: «این تاریخ 480 یا چهارصدوهشتاد و اند که در شیرازنامه و در کتاب حاضر (شدالازار) برای وفات شیخ ابوبکر علاف مسطور است بنحو قطع و یقین و حتم و بدون هیچ تردید و تأملی غلط بسیار فاحش بزرگ واضحی است که از نساخ شیرازنامه یا از نساخ مأخذی که شیرازنامه از آن نقل کرده سرزده است و مؤلف کتاب حاضر (شدالازار) نیز علی العمیاء متابعت شیرازنامه را نموده و بکلی از محالات و ممتنعات عادی است که ابوبکر علاف تا سنهء 480 در حیات بوده باشد زیرا که او وفات شیخ کبیر به اکثریت نزدیک به اتفاق مورخین در سنهء 371 بوده است، پس اگر فرض کنیم که سن شیخ ابوبکر علاف در وقتی که در 23 رمضان سنهء 371 بر جنازهء شیخ کبیر نماز میگزارده به اقل تقدیرات ممکنه در امثال این موارد بیست سال هم بوده، در آن صورت چگونه ممکن خواهد بود که وی باز تا سنهء 480 یعنی تا صدونه سال دیگر در حیات بوده و در نتیجه صدوبیست ونه سال عمر کرده باشد، و این فرض بیست سالگی برای ابوبکر علاف برای مجرد تقریب به ذهن است و الا چنانکه در دلیل دوم بیان خواهیم کرد ما از خارج بنحو قطع و یقین میدانیم که سن وی در سال وفات شیخ کبیر یعنی در سنهء 371 ه .ق. مبلغی از شصت هم متجاوز بوده است و در این صورت اگر او به طبق شیرازنامه و شدالازار در سنهء 480 یا 480 و اند وفات یافته باشد بحداقل صدوشصت ونه سال عمر کرده خواهد بود. ثانیاً سمعانی در انساب در نسبت «الازرکانی» به تقدیم زاء معجمه بر راء مهمله ص28 ب در شرح احوال عبدالله بن جعفر ازرکانی گوید: «ابو [ عبدالرحمان ]عبدالله بن جعفر الازرکانی ذکره ابوعبدالله محمد بن [ عبد ] العزیز الشیرازی الحافظ فی تاریخ فارس و قال یروی عن شاذان و الزیاد آباذی روی عنه جماعه من اهل شیراز ابوبکربن اسحاق و ابوعبدالله بن خفیف و ابوبکر العلاف و احمدبن جعفر الصوفی و احمدبن عبدان الحافظ، توفی بسبع لیال خلت من ذی الحجه سنه احدی عشره و ثلثمائه» - انتهی. پس چنانکه ملاحظه میشود ابوبکر علاف به تصریح سمعانی از کسی روایت میکند که در سنهء 311 وفایت یافته بوده یعنی از عبدالله بن جعفر ازرکانی، پس بالضروره خود ابوبکر علاف مدتی قبل از 311 لابد متولد شده بوده و بنابراین اگر باز تا سنهء 480 یعنی تا 169 سال دیگر در حیات بوده است عمر او متجاوز از 169 سال خواهد بود. ثالثاً خود مؤلف کتاب حاضر (شدالازار) در ص116 در ترجمهء همین عبدالله بن جعفر ازرکانی (که وی به صورت «ارزقانی» با قاف عنوان کرده) و وفات او را برخلاف روایت سمعانی در سنهء 340 نگاشته گوید: «و روی عن الشیخ ابی بکر العلاف انه قال ما رأیت اورع منه قال و سألته یوماً ان یخرج الی قراآت ابی حاتم السجستانی فقال ترکتها لانی لم ارها من سلاح الاَخره... توفی فی سنه اربعین و ثلثمائه الخ». پس چنانکه مشاهده میشود ابوبکر علاف به تصریح خود مؤلف شدالازار با کسی معاصر و محشور بوده (یعنی با ازرقانی مزبور) که در سنهء 340 وفات یافته بوده، پس اگر سن وی در سال وفات ازرقانی به اقل تقدیرات در حدود بیست سالگی هم بوده و اگر قبول کنیم بطبق شیرازنامه و شدالازار که وی در سنهء 480 یا 480 و اند وفات نموده بوده لازمهء ضروری این دو فقره این میشود که ابوبکر علاف بایستی به حداقل صدوشصت سال عمر کرده باشد. از مجموع سه دلیل مذکور در فوق بحد بداهت واضح و آشکار شد که تاریخ 480 برای وفات ابوبکر علاف از محالات و ممتنعات و غلط صرف و اشتباه محض است و بهیچوجه من الوجوه قابل هیچگونه توجیه و تأویلی نیست و بنحو قطع و حتم و یقین تاریخ مزبور از روی حساب و مقایسه با سایر وقایع حیات ابوبکر علاف و معاصرینش قریب صد سال مؤخرتر از عصری است که وفات ابوبکر علاف در آن عصر ممکن است روی داده باشد، بنابراین قهراً این راه حل به ذهن متبادر میشود که بظن بسیار قوی بلکه تقریباً بنحو قطع و یقین، کلمهء «اربعمائه» و در تاریخ وفات ابوبکر علاف که در شیرازنامه و شدالازار مرقوم است یعنی «ثمانین و اربعمائه» صاف و ساده سهو یکی از نساخ نسخ قدیمهء شیرازنامه یا مأخذ منقول عنه شیرازنامه بوده است که به جای «ثلثمائه» اربعمائه از قلم او در رفته بوده است و بعدها علی العمیاء این غلط در سایر نسخ متأخره کتاب مزبور و از روی آن در کتاب حاضر یعنی شدالازار تکرار شده است. و بدین طریق جمیع اشکالات و تناقضات مذکور در فوق خود بخود حل میشود و دیگر هیچ جای اعتراضی و ایرادی در بین باقی نمیماند، و یکی از قرائنی که ما برای صحت این حدس خود گمان میکنیم به دست آورده ایم فقرهء ذیل است: در معجم الادباء یاقوت ج7 ص240 ترجمهء احوال کسی مذکور است بعنوان هبه اللهبن الحسین ابوبکربن العلاف الشیرازی که در سنهء 377 در شیراز در حدود سن نودسالگی وفات یافته است، این شخص مذکور در معجم الادبا با ابوبکر علاف هبه اللهبن الحسن که شرح احوال او در شیراز نامه ص112 و شدالازار ص80 مذکور است، در جمیع مشخصات و ممیزات (به استثناء نام پدر) یعنی در اسم هبه الله و کنیهء ابوبکر و نسبت خود او یا پدر او علاف و در زمان و مکان که هر دو در حدود 380 در شیراز وفات یافته اند بکلی با هم متحدند، باقی میماند نام پدر که معجم الادباء «حسین» مرقوم است و در شیرازنامه و شدالازار «حسن» و امر در آن نیز بسیار سهل است چه همه کس میداند که این دو نام حسن و حسین بواسطهء کمال تشابه خطی با یکدیگر غالباً در کتب تواریخ و رجال بیکدیگر تصحیف میشوند، بنابراین تقریباً بنحو قطع و یقین میتوان ادعا نمود که شخص مذکور در معجم الادباء از یک طرف و در شیرازنامه و شدالازار از طرف دیگر عیناً با هم یکی باید باشند و اگر این حدس ما صحیح باشد (و تمام امارات و قرائن مذکوره در فوق مؤید صحت آن است) تفاوت بین دو تاریخ وفات یعنی سنهء 377 مذکور در معجم الادباء و سنهء 380 مذکور در شیرازنامه و شدالازار بعد از اصلاح 400 به 300 فقط سه سال خواهد بود و این مقدار قلیل اختلاف در تاریخ سوانح احوال اشخاص از قبیل ولادت و وفات و مسافرت و مهاجرت و امثال ذلک امری است بغایت عادی و کثیرالوقوع و کتب تواریخ و رجال مشحون بدان است». (شدالازار ص80 و 488).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
