هبنقه
(1) [هَ بَنْ نَ قَ] (اِخ) یزیدبن ثروان القیسی، ملقب به ذوالودعات. از بنی قیس بن ثعلبه، شاعر بود. وی در عرب ضرب المثل حمق و ساده لوحی است. و عبارت «احمق من هبنقه» از امثال سایره میباشد. از اوست:
اذا کنت فی دار یهینک اهلها
و لم تک مکبولا بها فتحولا
و ان کنت ذامال قلیل فلاتکن
الوفاً لعقرالبیت حتی تمولا.
و فرزدق در این بیت که در خطاب به جریر گفته بدو توجه دارد :
فلوکان ذاالودع ابن ثروان لالتوت
بها کفه عنها یزید الهبنقا.
(معجم الشعراء مرزبانی ص495).
صاحب عقدالفرید نام وی را در فصل مربوط به دیوانگان ذکر کرده و داستانها راجع به وی آورده است از آنجمله: هبنقه گوسفندی را به یازده درهم خرید. شخصی از وی پرسید گوسفند را بچند خریدی. هبنقه دستهایش را باز کرد و اشاره به انگشتان نمود و چون عدد آنها بیشتر از ده نبود زبانش را برای نشان دادن عدد یازده که قیمت گوسفند بود بیرون آورد. (از عقدالفرید ج 7 ص173). ناظم الاطباء ذیل ودعه دربارهء وی آروده: «ذوالودعات، لقب شخصی از تازیان که یزیدبن ثرون(2) نامیده میشد و آن را هبنقه نیز میگفتند و این شخص که دارای ریش درازی بود در میان تازیان به حماقت ضرب المثل شد، در گردن خود قلاده ای از مهره های ودعه و استخوان و سفال آویخته بود تا آنکه گم نشود شبی برادر وی آن قلاده را دزدیده در گردن خود آویزان کرد. فردای آن شب هبنقه گفت: یا اخی انت انا، فمن انا؟ یعنی ای برادر تو منی، پس من کیم؟.» ذی الودعات لقب یزیدبن ثروان(3) است. (منتهی الارب).
(1) - در آنندراج این کلمه به صورت «هبنق» آمده است.
(2) - ثرون غلط است و صحیح آن ثروان میباشد.
(3) - در منتهی الارب این کلمه بغلط نزوان آمده.
اذا کنت فی دار یهینک اهلها
و لم تک مکبولا بها فتحولا
و ان کنت ذامال قلیل فلاتکن
الوفاً لعقرالبیت حتی تمولا.
و فرزدق در این بیت که در خطاب به جریر گفته بدو توجه دارد :
فلوکان ذاالودع ابن ثروان لالتوت
بها کفه عنها یزید الهبنقا.
(معجم الشعراء مرزبانی ص495).
صاحب عقدالفرید نام وی را در فصل مربوط به دیوانگان ذکر کرده و داستانها راجع به وی آورده است از آنجمله: هبنقه گوسفندی را به یازده درهم خرید. شخصی از وی پرسید گوسفند را بچند خریدی. هبنقه دستهایش را باز کرد و اشاره به انگشتان نمود و چون عدد آنها بیشتر از ده نبود زبانش را برای نشان دادن عدد یازده که قیمت گوسفند بود بیرون آورد. (از عقدالفرید ج 7 ص173). ناظم الاطباء ذیل ودعه دربارهء وی آروده: «ذوالودعات، لقب شخصی از تازیان که یزیدبن ثرون(2) نامیده میشد و آن را هبنقه نیز میگفتند و این شخص که دارای ریش درازی بود در میان تازیان به حماقت ضرب المثل شد، در گردن خود قلاده ای از مهره های ودعه و استخوان و سفال آویخته بود تا آنکه گم نشود شبی برادر وی آن قلاده را دزدیده در گردن خود آویزان کرد. فردای آن شب هبنقه گفت: یا اخی انت انا، فمن انا؟ یعنی ای برادر تو منی، پس من کیم؟.» ذی الودعات لقب یزیدبن ثروان(3) است. (منتهی الارب).
(1) - در آنندراج این کلمه به صورت «هبنق» آمده است.
(2) - ثرون غلط است و صحیح آن ثروان میباشد.
(3) - در منتهی الارب این کلمه بغلط نزوان آمده.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
