هبز
[هَ] (ع مص) مردن. || ناگاه مردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد) (تاج العروس). || جهیدن. جستن. ابز. (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه) (تاج العروس). || گوشت گرفتن شتر(1). (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بریدن پاره ای بزرگ از گوشت(2). (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
(1) - این معنی در جای دیگر دیده نشد و شاید مصحف «هبر» باشد.
(2) - این معنی در جای دیگر دیده نشد و شاید مصحف «هبر» باشد.
(1) - این معنی در جای دیگر دیده نشد و شاید مصحف «هبر» باشد.
(2) - این معنی در جای دیگر دیده نشد و شاید مصحف «هبر» باشد.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
