هباب
[هِ] (ع مص) به نشاط رفتن هر رونده ای و تیز رفتن آن. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (معجم متن اللغه). گفته میشود: «من این هببت هباباً»؛ ای من این جئت؟ (اقرب الموارد). || بیدار شدن از خواب. (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه). || بانگ کردن تکه وقت گشنی. (منتهی الارب) (معجم متن اللغه). || تیز شدن تکه. (منتهی الارب). || بلند شدن شتر برای حرکت. || گریختن. بهزیمت شدن. || شروع کردن. (معجم متن اللغه). || مدتی غایب بودن. (المنجد). گفته میشود: «هب فلان حیناً ثم قدم»؛ مدتی غایب بود. «این هببت عنا؟»؛ یعنی کجا غایب شدی. (المنجد).
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
