هام
(ع اِ) جِ هامه، به معنی سر :
اَری خلل الرماد و میض جمر
و یوشک اَن یکون لها ضرام
فان لم یطفها عقلاء قوم
یکون وقودها جثث و هام.
(از نامهء نصربن سیار حاکم خراسان به مروان حمار آخرین خلیفهء اموی راجع به ابومسلم خراسانی). || استخوان مرده. (مهذب الاسماء).
اَری خلل الرماد و میض جمر
و یوشک اَن یکون لها ضرام
فان لم یطفها عقلاء قوم
یکون وقودها جثث و هام.
(از نامهء نصربن سیار حاکم خراسان به مروان حمار آخرین خلیفهء اموی راجع به ابومسلم خراسانی). || استخوان مرده. (مهذب الاسماء).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
