هالک
[لِ] (ع ص) مرده و هلاک شده. (ناظم الاطباء). مرده و نیست شونده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، هلاّک، هُلَّک، هَلکی، هَوالِک که شاذ است.
-امثال: فلان هالک فی الهوالک. (اقرب الموارد).
|| مفازه هالک، مهلکه؛ من تعرض لها هلک. || الهالک من السحائب؛ التی تصوب بالمطر ثم تقلع فلایکون مطر. (معجم متن اللغه).
-امثال: فلان هالک فی الهوالک. (اقرب الموارد).
|| مفازه هالک، مهلکه؛ من تعرض لها هلک. || الهالک من السحائب؛ التی تصوب بالمطر ثم تقلع فلایکون مطر. (معجم متن اللغه).
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
