هاژو
(ص) زبون. (برهان) (ناظم الاطباء). || محقر. || زشت. || حیران و درمانده. || خاموش. (برهان) (از ناظم الاطباء). فرهنگهای بعد از اسدی «هاژو» و «هاژه» را به همان معنی هاژ ضبط کرده اند شاید «واو» و «ها» تصغیر باشد لفظ هاج که در تکلم هست مبدل هاژ است، ریشه اش در سنسکریت «اواچ» است به معنی بیحرف و خاموش، از «وچ» به معنی حرف زدن و همزهء نفی. (از فرهنگ نظام).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
