هاروت

معنی هاروت
(اِخ) نام یکی از آن دو فرشته است که در چاه بابل سرازیر آویخته به عذاب الهی گرفتارند. اگر کسی بر سر آن چاه به طلب جادوی رود او را تعلیم دهند. گویند این لغت اگرچه عجمی است، لیکن فارسی نیست(1). (برهان) (آنندراج) (غیاث اللغات). نام فرشته ای است که نگونسار در چاه بابل آویخته است. (دهار) (ترجمان القرآن ترتیب عادل ص105). هاروت و ماروت دو فرشته اند به بابل. (السامی فی الاسامی) :
همچو هاروتم در چاه بلا مانده نگون
در غم آن بت خورشیدرخ زهره ذقن.
رودکی (احوال و اشعار تألیف سعید نفیسی ج 2 ص700).
زهره به دو رخسارهء تو داده همی نور
هاروت به دو چشم تو داده همه دستان.
رودکی (احوال و اشعار تألیف سعید نفیسی ج 2 ص 715).
زلفینک او نهاده دارد
بر گردن هاروت زاولانه.
خسروانی (از صحاح الفرس).
چو هاروت و ماروت لب خشک از آن است
ابر شط و دجله مر آن بدنشان را.
ناصرخسرو.
چو هاروت ار توانستی به اینجا آئی از گردون
از اینجا هم توانی شد برون چون زهرهء زهرا.
ناصرخسرو.
هرکه مر این آب را ندید در این خاک
تشنه چو هاروت ماند و غرقه چو ذوالنون.
ناصرخسرو.
بخواندی قصهء هاروت و ماروت
حدیث خاتم و دیو و سلیمان.ناصرخسرو.
هاروت همانا که بَست راهت
زی خانه بدان بند جادوانه.
ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص 230).
مطرب به سحرکاری هاروت در سماع
خجلت به روی زهرهء زهرا برافکند.خاقانی.
زهره هنوز آب در این گل نریخت
شهپر هاروت به بابل نریخت.نظامی.
ز افسونگران چند جادوی چست
کز ایشان شدی بند هاروت سست.نظامی.
چو زهره به بابل درآمد نخست
ز هاروتیان خاک آن بوم شست.نظامی.
هاروت را که خلق جهان سحر از او برند
در چهْ فکند غمزهء خوبان به ساحری.
سعدی.
سحر گویند حرام است در این عهد ولیک
چشمت آن کرد که هاروت به بابل نکند.
سعدی (بدایع).
محمد معین نوشته است: یکی از داستانهای معمول ادبیات سامی داستان هاروت و ماروت است که از قصص بسیار کهن میباشد دو کلمهء نامبرده در السنهء سامی، نام دو فرشته محسوب میشده است و شگفت آن است که همین دو نام را در ادبیات اوستایی نیز مشاهده میکنیم که به شکل دو واژهء «هئوروتات»(2) و «امرتات»(3) آمده است. در ادبیات نامبرده این دو در ردیف و هومن آشا و هیشتا، خشاثر و ائریا، اسپنتا. آرمایتی و اهورامزدا یا سروشا، جزو هفت امشاسپندان یا هفتان بوخت محسوب شده اند. این اسامی را امروز به نام خرداد و امرداد... میخوانند. در ادبیات اسلامی (پارسی و تازی) بواسطهء ذکری که در قرآن مجید از دو فرشته نامبرده شده نام آن دو بسیار مشهور و حتی ضرب المثل گردیده است. در سورهء بقره (2) آیهء 102 چنین آمده است: و اتبعوا ما تتلوا الشیاطین علی ملک سلیمان و ما کفر سلیمان ولکن الشیاطین کفروا یعلمون الناس السحر و ما أنزل علی الملکین ببابل هاروت و ماروت و ما یعلمان من أحد حتی یقولا انما نحن فتنه فلاتکفر فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه و ما هم بضارین به من أحد الا باذن الله و یتعلمون ما یضرهم و لاینفعهم و لقد علموا لمن اشتریه ما له فی الاَخره من خلاق و لبئس ما شروا به أنفسهم لو کانوا یعلمون.
داستان هاروت و ماروت: بشر آفریده شد و در پیشگاه پروردگار تقربی خاص یافت. فرشتگان چون گناهانش را دیدند و با تقربش در ترازوی قیاس سنجیدند این کفه را سنگین تر یافتند و با یکدیگر به نجوا پرداختند. سرانجام مصلحت چنان دیدند که سبب را از آستان حق جویا شوند چون این بپرسیدند، خطاب رسید: بزهکاری بشر از شهوت است و عدم شهوت در شما علت عصمت و چون چنین است نیکی ایشان را پاداش بیش دهم و نیکانشان را تقرب بیشتر بخشم. زبان حال فرشتگان را حضرت کبریا دریافت و بفرمود که تنی چند از میان خود برگزینند تا به صورت آدمی به زمین فرستد و تکالیف آدمی را بر عهدهء ایشان نهد. انجمنی بساختند و سه تن را به نام «عزا»، «عزایا» و «عزازیل» برگزیدند. خداوند ایشان را به صورت بشر درآورد و از چهار چیز نهی فرمود: شرک بر خدا، قتل نفس، زنا و باده نوشی. آنگاه بفرمود تا بر زمین شتابند و در میان خلق به حق حکومت کنند. فرشتگان چندی بدین منوال گذراندند. روزها در زمین بودند و شبها به آسمان میشتافتند عزازیل فرشتهء زیرک و هوشیار بود از عاقبت بیندیشید و از این وظیفه پوزش خواست. دو فرشتهء دیگر که به هاروت و ماروت ملقب شدند همچنان وظیفهء خود را انجام میدادند تا روزی با زنی زیبا که نادرهء دهر بود و جمیلهء عصر او را به تازی زهره میگفتند و به پارسی ناهید جهت مهمّی داوری بدیشان برد. هر دو فریفته شدند و شب هنگام به سرایش شتافتند و انجام مهمش را به وصل موکول کردند. ناهید(4) شرایطی پیشنهاد کرد، عذر آوردند. عاقبت ایشان را گفت: اگر کام جوئید باید ساغری چند با من بپیمائید. از جان و دل پذیرفتند و سه گناه بزرگ دیگر را مرتکب شدند! ملکوتیان انگشت تحیر به دندان گزیدند و حق تعالی آن دو بزهکار را میان عذاب دنیوی و اخروی مختار کرد. سزای دنیا را برگزیدند و الی الابد در چاه بابل معلق گشتند. ناهید نیز اسم اعظم را که بزرگترین نامهای حق است و از فرشتگان نامبرده دریافته بود بر زبان رانده به آسمان صعود کرد و به ستاره زهره، ربه النوع عشق و جمال و عیش و عشرت و شادی و طرب مبدل گشت که شاعران و داستانسرایان ملل در این باره نغمه ها ساخته و داستانها پرداخته اند.(5) ابوبکر عتیق بن محمد سورآبادی هروی در تفسیر خود از قول کلبی نظیر داستان فوق را آورده دربارهء زهره نویسد(6): زنی از فرزندان نوح نام وی زهره و به پارسی... و آن زن را جمالی بود بغایت نیکو. عزا و عزایا [را] چشم بر وی افتاد بر وی عاشق شدند. گفتند که اگر ما ترا از آن شوهر جدا کنیم تن خویشتن را فدای ما کنی؟ گفت: کنم. ایشان حکم بناحق بکردند وی را از شوهر جدا کردند، وی با ایشان وعده کرد به جای خالی، چون قصد وی کردند، گفت که یک کار دیگر مانده است. من بت پرستم شما نیز بت را بباید پرستید تا من نیک سر (و) تن خود به شما تسلیم کنم. ایشان گفتند: معاذالله کی ما بت پرستیم؟ زن چون دانست که دل ایشان را در قبض آورد، گفت: شاید که بت نپرستید باری خمر بخورید که مسلمانان خمر خورند. ایشان خمر بخوردند مست شدند و آن زن خود را آراسته به ایشان نمود. ایشان بی صبر شدند، پس قصد وی کردند، گفت که یک کار دیگر بکنید، آن مهین (نام)(7)خدای تعالی که میدانید مرا بیاموزید. ایشان در بیهوشی نام خدای تعالی درآموختند، زهره آن بگفت و به آسمان شد(8) و ایشان را فروگذاشت. چون به هوش بازآمدند خویشتن را دیدند که حکم به ناحق کرده خمر خورده و مرد کشته و قصد حرام کرده و نام خدای تعالی از دست بداده متحیر شدند و نزد عابدی آمدند و وی را گفتند که حیلت چیست؟ وی گفت که امشب بنگرم تا در حدیث شما چه آید. چون شب درآمد آوازی شنید که آن دو مجرم را بگوی که شما مستوجب عذاب و عقوبت خدای گشتید. لابد خواهد کرد، خواهید عذاب این جهان اختیار کنید و خواهید عذاب آن جهان. گفتند: اگر لامحال عذاب خواهد بود این جهان عذاب کمتر، زیرا که این منقطع است. چون عذاب این جهان اختیار بکردند هر روز چون اهل زمین نماز بکنند آن جماعت هاروت و ماروت را در چاهی به بابل بیاویزند و عذاب می کنند تا دیگر روز خدای تعالی ایشان را دعا و ثنا تلقین و تعلیم کرده است، در ثنای خود، آن می گویند و عذاب بر ایشان سهلتر میشود جادوان بشنوند آن را و بیاموزند، و آن ثنای خدای را به شیطان گردانند تا دیو وی را کارها کند(9). بنابر آنچه گذشت از هاروت و ماروت در دو موضوع نام برده اند: یکی نزول ایشان برای آموختن سحر به مردم، جهت آشکار کردن مفاسد آن و دیگر برای آزمایش و تنبیه دیگر فرشتگان. مؤلف کتاب ملائکه خواسته است این دو داستان را به یکدیگر وفق دهد، ولی از عهده برنیامده(10). ابوبکر عتیق نیز به ترتیبی که گذشت آن دو را به هم پیوسته است. به سبب این روایات، هاروت و ماروت در سحرآموزی، حیله گری، عصیان و غرور در ادبیات پارسی و تازی مثل گردیدند. شعرای بزرگ ما، هر یک به جهت مقصودی بدین داستان اشارت کرده اند و عرفای ایران، این حکایت را تشبیه و رمز و کنایتی از جهان معنی گرفته اند. فردوسی در داستان «رزم بیژن با گرازان» فرموده :
گهی می گسارید و گه چنگ ساخت
تو گفتی که هاروت نیرنگ ساخت.
نظامی در مخزن الاسرار فرماید :
صنعت من برده ز جادو شکیب
سحر من افسون ملایک فریب
بابل من گنجهء هاروت سوز
زهرهء من خاطر انجم فروز
زهرهء این منطقه میزانی است
لاجرمش منطق روحانی است
سحر حلالم سحری قوت شد
نسخ کن نسخهء هاروت شد.
خاقانی در مدح اخستان شروانشاه گوید :
قبولش ز هاروت، ناهید سازد
کمالش ز بابل خراسان نماید.
مولانا جلال الدین رومی در مثنوی معنوی(11)ج 5 به موضوع نخستین (تفسیر آیهء گذشته) اشاره میکند: «در بیان آنکه عقل و روح از عالم بالا و محبوس بدن عنصریند چون هاروت و ماروت در چاه بابل» :
همچو هاروت و چو ماروت آن دو پاک
بسته اند اینجا به چاه سهمناک.
و نیز در مثنوی(12) مولانا ج 1 به داستان دوم اشارت کرده هاروت و ماروت را مثل خودبینی ساخته است: «اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش در هر فتنه» :
همچو هاروت و چو ماروت شهیر
از بطر خوردند زهرآلوده تیر.
و نیز مولانا در مثنوی ج 2 اندر عنوان «تتمهء نصیحت کردن رسول مر آن بیمار را» از قول بیمار «که دعا و رؤیای خود را شرح می دهد» فرماید(13) :
همچو هاروت و چو ماروت از حزن
آه میکردم که ای خلاق من
از خطر هاروت و ماروت آشکار
چاه بابل را بکردند اختیار.
«ذکر دشواری عذاب آخرت و سختی آن» :
تا عذاب آخرت اینجا کشند
گربزند و عاقل و ساحروشند
نیک کردند و به جای خویش بود
سهلتر باشد ز آتش رنج دود
حد ندارد وصف رنج آن مهان
سهل باشد رنج دنیا پیش آن.
سعدی در قصاید عربیه(14) فرموده است :
هل علقتم(15) ببابل هارو
تَ علی ان تعلمن الناس سحراً.
و حافظ :
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی
صد گونه ساحری(16) بکنم تا بیارمت.
و حافظ شانه تراش در غزل زیرین همهء ابیات را به نام هاروت و ماروت موشح ساخته است(17) :
لطف باشد گر نپوشی از گدا هاروت را
تا به کام دل ببیند دیدهء ماروت را
همچو هاروتیم دایم در بلای عشق زار
کاشکی هرگز ندیدی دیدهء ما روت را.
صفی علیشاه از عرفای اخیر در تفسیر منظوم قرآن خود آیهء گذشته را چنین ترجمه کرده است :
مردمان را سحر می آموختند
زآتش خود خلق را میسوختند
وآنچه نازل شد ز حق بر دو ملک
کآن یکی هاروت و ماروت است یک
گشت بابل جایشان کاندوختند
لیک کس را سحر می ناموختند.
(مقدمهء ستارهء ناهید تألیف معین صص22-23).
سنگدل چشمهء آبی که یکی چون هاروت
تشنه میمیرد و نزدیک دهانش باشی.
سعدی (طیبات).
و رجوع به تفسیر ابوالفتوح ج 1 صص256 - 257 و تاریخ حبیب السیر ج 1 صص27 - 28 و نزهه القلوب ج 3 ص37 و 206 و تتمه الصوان ص115 و عقدالفرید ج 8 ص87 و لباب الالباب ج 1 ص104 و کلام شبلی صص 145-157 و المعرب جوالیقی ج 3 ص346 شود.
(1) - به عقیدهء بعضی از محققین تصحیف از هوروتات Haurvatat فرشتهء زرتشتی است که اکنون خرداد تلفظ میشود.
(2) - به معنی کمال و رسایی.
(3) - به معنی جاویدانی.
(4) - صاحب مرآه البلدان (ج1 ص127) نام پارسی او را «بیدخت» و نام سریانیش را «ناهید» نوشته است و این اشتباه است، زیرا اصل این کلمه «آناهیتا» به معنی ناآلوده، صفتی بود که ایرانیان مزدیسنا دربارهء فرشتهء آب استعمال می کردند.
(5) - در روایت داستان فوق اختلاف بسیار است.
(6) - نمونهء سخن فارسی تألیف بیانی ص119.
(7) - اسم اعظم.
(8) - بدین ترتیب عصمت زهره را تأیید کرده.
(9) - بدین منوال دو داستان هاروت و ماروت را به هم پیوسته اند.
(10) - ص 20.
(11) - چ محمود ص 445.
(12) - چ محمود ص 87 .
(13) - چ خاور ص 117.
(14) - کلیات چ سیدمحمد ص195.
(15) - مرجع ضمیر «تم»، «ملوک الجمال» است که در مطلع ذکر شده.
(16) - ن ل: جادوئی.
(17) - غزل فوق در اغلب دیوان های چاپی حافظ ثبت است، ولی در نسخ قدیمه نیست و طبق تحقیق فضلای معاصر از آن شانه تراش است.

درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس

اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارت‌های عضو شتاب

مشاهده جزئیات محصول

اشتراک‌گذاری:

با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید