هادی
(ع ص، اِ) راهنما. راهنماینده. (برهان) (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). راهنمای. (دهار). مرشد. هدایت کننده. ج، هادون، هادین، هداه. (اقرب الموارد) : بعثه سراجاً منیراً و مبشراً و نذیراً و هادیاً و مهدیاً. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص2). || (اصطلاح فیزیک) رسانا. در اصطلاح فیزیک، جسمی که الکتریسته یا حرارت در آن به خوبی منتشر شود. فلزات به طور کلی هادی هستند و غیر فلزات معمو هادی نیستند و یا عایق میباشند. سیم مسی را هادی یا رسانای الکتریسته گوییم، در صورتی که نخ ابریشم یا نوار لاستیکی الکتریسته را منتقل نمی کنند. نخ ابریشم و نوار لاستیک را جسم عایق یا نارسانا می نامیم. اجسام عایق را «دی الکتریک» نیز می نامند. از این رو میتوان اجسام را به دو دسته تقسیم کرد: 1- اجسام هادی (رساناها)، اجسامی هستند که میگذارند بار الکتریکی از آنها عبور کند. 2- اجسام غیرهادی (نارساناها)، اجسامی هستند که نمی گذارند الکتریسته از آنها عبور کند. گازها و پاره ای از مایعات در شرایط خاصی ممکن است هادی شوند. ولی هادی شدن فلزات بدینگونه است که اتم های اغلب آنها به آسانی یک یا چند الکترون از مدار خارجی خود را از دست میدهند از این رو در داخل یک جسم هادی فلزی مانند مس از هر اتمی یک یا چند الکترون جدا میشود این الکترونها که به الکترونهای آزاد موسومند میتوانند به آزادی در فلز حرکت کنند و همین آزادی حرکت الکترونهاست که باعث انتقال الکتریسته میشود. در یک جسم عایق الکترون آزاد وجود ندارد و یا عدهء الکترونهای آزاد آن خیلی کم و محدود است و در نتیجهء این اجسام نمی توانند وسیلهء انتقال الکتریسته باشند. پیدایش بار الکتریکی در نتیجهء اصطکاک منحصر به اجسام عایق نیست. هر نوع جسم غیرمشابهی که بهم مالیده شود الکتریسته ظاهر میشود منتها باید توجه داشت که اگر جسم مورد استفاده هادی باشد هنگامی که آن را در دست میگیریم و به جسم دیگر می مالیم بارهایی که ظاهر می شود روی جسم مذکور نمی ماند و بلافاصله منتقل می گردد و داخل دست ما می شود. در حالی که اگر جسم مورد استفاده عایق باشد بارهائی که در محل اصطکاک ظاهر میشود روی آن می ماند، پس اگر بخواهیم یک جسم هادی را با اصطکاک الکتریزه کنیم نخست باید آن را روی یک پایهء عایق از قبیل شیشه نصب کنیم. (فیزیک عمومی الکتریسته ج 1 الکترواستاتیک و الکتروسینستیک تألیف روشن صص27-29). || متقدم. (اقرب الموارد). پیشوا. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). پیشرو. || پیکان تیر. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یقال: اصابه هادی السهم؛ ای نصله. (اقرب الموارد). || گردن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، هَواد. یقال: انتصب هادی الفلق. (اقرب الموارد). || مقدم گردن. (ناظم الاطباء). || اسد. (از اقرب الموارد). شیر بیشه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گاوی که در مرکز خرمن بندند تا گاوان دیگر در وقت خرمن کوبی گرد آن گردند. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). گاوی که وقت خرمن کوبی او را در مرکز خرمن بندند. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، هوادی. (ناظم الاطباء). || اول از گلهء شتران پیش رو که نمایان شود. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اول از شب. (منتهی الارب) (آنندراج). اول شب. (ناظم الاطباء). || در تداول حکمت اشراق «فیض اول». رجوع به گنجینهء نوشته های ایرانی، مجموعهء دوم مصنفات شیخ اشراق چ هانری کربن ص276 شود.
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
