هابی
(ع ص، اِ) غبار ساطع. (از اقرب الموارد). غبار بلندبرآمده. (از منتهی الارب). || گریزنده. (منتهی الارب). || اسب گریزنده. || خاکستر آمیخته به خاک. ج، هُبّی: نجوم هبی؛ یعنی هابیهء پوشیده به غبار. (از اقرب الموارد). پوشیده شده و آکندهء از غبار و گردآلود. (ناظم الاطباء) || خاک گور. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تراب قبر، وهاب کجثمان الحمامه اجفلت. || موضع هابی التراب؛ یعنی گویی خاک آن مانند هباء یا غبار است در رقت. (از اقرب الموارد). جایی که خاک آن در نرمی مانند غبار باشد. (ناظم الاطباء). || تراب و رماد هاب؛ منتشر در جو. مالک بن ربیب گوید :
تری جدثاً قد جرت الریح فوقه
ترا باکلون القطلانی هابیا.
(از اقرب الموارد).
|| خاک که به غبار ماند. (منتهی الارب) (آنندراج).
تری جدثاً قد جرت الریح فوقه
ترا باکلون القطلانی هابیا.
(از اقرب الموارد).
|| خاک که به غبار ماند. (منتهی الارب) (آنندراج).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
