ها
(پیشوند) گاهی به معنی «وا» و «به»(1)می آید: هاگرفتن = واگرفتن : گفت این خواری به خود ها نگیرم. (اسکندرنامه). قاتل عظیم بترسید و پشت ها داد. (اسکندرنامه). گفت برو بپرس که طفغاچ کدام است و دست او هاگیر. (اسکندرنامه).
وگر گوید بگیرم زلف و خالش
به کوتا هانگیری هاممالش.
|| گاه در بعضی لهجه ها در اول پاره ای افعال درآید و ظاهراً تغییری در معنی نمی دهد: هادادن: خدا وقتی هامیده وَر وَرِ جماران هم هامیده(2).
(1) - در لهجهء کنونی کوهستانهای گیلان و لاهیجان نیز به همین معنی به کار میرود.
(2) - به لهجهء روستائیان اطراف طهران: خدا چون خواهد به بنده ای نعمتی دهد در نزدیکی جماران (قریه ای کوچک در شمال شرقی کوهستان شمیران است) نیز تواند داد؛ و مَثَل از مردی جمارانی که برای تحصیل معاش به طهران آمده و چیزی تحصیل نکرده به جماران برگشت و در نزدیکی قریه کیسهء زری یافت، مشهور شده است. (امثال و حکم دهخدا ص720).
وگر گوید بگیرم زلف و خالش
به کوتا هانگیری هاممالش.
|| گاه در بعضی لهجه ها در اول پاره ای افعال درآید و ظاهراً تغییری در معنی نمی دهد: هادادن: خدا وقتی هامیده وَر وَرِ جماران هم هامیده(2).
(1) - در لهجهء کنونی کوهستانهای گیلان و لاهیجان نیز به همین معنی به کار میرود.
(2) - به لهجهء روستائیان اطراف طهران: خدا چون خواهد به بنده ای نعمتی دهد در نزدیکی جماران (قریه ای کوچک در شمال شرقی کوهستان شمیران است) نیز تواند داد؛ و مَثَل از مردی جمارانی که برای تحصیل معاش به طهران آمده و چیزی تحصیل نکرده به جماران برگشت و در نزدیکی قریه کیسهء زری یافت، مشهور شده است. (امثال و حکم دهخدا ص720).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
