نیمه جان
[مَ / مِ] (ص مرکب) نیم مرده که نیمی از جان او بشده است (یادداشت مؤلف) نیم جان رجوع به نیم جان شود - نیمه جان شدن ؛ نیم جان شدن سخت مضطرب و نگران گشتن (|| اِ مرکب) نیم جان رمق جانی خسته و فرسوده و به لب رسیده نیمه جانی داشتن ؛ رمقی در تن داشتن :حُمِلَ من المعرکه جریحاً و به رمق؛ او را از رزمگاه به در بردند خسته و هنوز نیمه جانی داشت 1) - بی ذکر مأخذ ) ( (یادداشت مؤلف)( 1.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
