نیم لنگ
[لَ / لِ]( 1) (اِ) کمان دان (لغت فرس اسدی) (اوبهی) قربان (لغت فرس اسدی) (اوبهی) (برهان قاطع) (جهانگیری) قربان کمان (رشیدی) (آنندراج) (غیاث اللغات) که کمان را در میان آن نهند (جهانگیری) قربان کمان که کمان را در آنجا جای دهند (انجمن آرا) (آنندراج) و آن جائی باشد که کمان را در آن گذارند و بر کمر بندند (برهان قاطع) جای کمان (فرهنگ لغات شاهنامه) (حاشیهء وحید بر شرفنامه) : به وقت کارزار خصم و روز نام و ننگ تو فلک در گردن آویزد شغا( 2) و نیم لنگ تو فرخی (از فرهنگ اسدی) از نهیب کارزار خصم روز نام و ننگ ز او فلک در گردن آویزد شغا و نیم لنگ فرخی (از یادداشت مؤلف) ای سرافرازی که از تاج شهان زیبد همی بر میان بندگان تو شغا و نیم لنگ معزی هزار غلام با عمود سیمین و دوهزار با کلاه های چهارپر بودند و کیش و کمر و شمشیر و شغا و نیم لنگ بر میان بسته (تاریخ بیهقی ص 290 ) با کلاههای چهارپر تیر و کمان به دست و شمشیر و شغا و نیم لنگ (تاریخ بیهقی ص 451 ) همه ساز لشکر به ترتیب جنگ برآراست از جعبه و نیم لنگنظامی|| کمان (انجمن آرا) (برهان قاطع) (رشیدی) (فرهنگ شاهنامه) (آنندراج) : به یک تیر پای فلک شل کند اگر برگشاید به کین نیم لنگ شمس فخری (از انجمن آرا ||) ترکش تیردان (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ||) خوب خوش زیبا (برهان قاطع) رعنا خوب زیبا (جهانگیری) در فرهنگ به معنی رعنا و خوب آورده سوزنی گوید : ز آن کیر خر که سر به شکم می زند همی کیرش قوی تر آمد و نوخیز و نیم لنگ لیکن در این بیت به معنی نیم خیز مناسب تر است( 3) (رشیدی) ( 1) - با لام مفتوح (جهانگیری) (فرهنگ فارسی معین) به کسر لام (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین) ( 2) - شغا، تیردان بود یعنی کیش (از لغت فرس اسدی) ( 3) - صاحب رشیدی گوید که به معنی نوخیز مناسب تر است پس به عطف تفسیری باشد و بعضی به معنی خوب و زیبا آورده اند و هیچ یکی مناسب مقام نیست (آنندراج).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
