نیمروز
(اِخ) عنوانی که به سیستان می دادند (فرهنگ لغات شاهنامه) زابل (جهانگیری) ولایت سیستان (برهان قاطع) (آنندراج) (غیاث اللغات) (انجمن آرا) (از جهانگیری) (رشیدی) (معجم البلدان)( 1) : همان نیمروز از تو خالی مباد که چون تو ندیده ست گیتی به یاد فردوسی سوی نیمروز آمد از راه بست همه روی گیتی ز دشمن بشستفردوسی چو آمد به نزدیکی نیمروز خبر شد به سالار گیتی فروزفردوسی نیمروز امروز از خواجه و از گوهر او بیش از آن نازد کز سام یل و رستم زر فرخی نه خرد ولایتی است خراسان و هندوستان و سند و نیمروز و خوارزم (تاریخ بیهقی) اما در نیم روز دو قول گویند: یکی آنکه خسروان را در سالی یک روز مظالم بودی که داوری یک ساله را مظالم کردندی، آن همه جهانیان به نیمروز راست گشتی و مظلومان سیستان را جداگانه نیم روز بایستی و بوالفرج بغدادی گوید نه چنین است اما حکمای عالم جهان را بخشش کردند بر برآمدن و فروشدن خورشید به نیمروز و حد آن چنان باشد که از سوی مشرق در آنجا که خورشید به کوتاه ترین روزی برآید و از سوی مغرب از آنجا که خورشید به درازترین روزی فروشود و این علم به حساب معلوم گردد (تاریخ سیستان) (یادداشت مؤلف) و این جمله را به چهار قسمت کرده اند خراسان و ایران و نیم روز و باختر، هرچه حد شمال است باختر گویند و هرچه حد جنوب است نیمروز گویند (تاریخ سیستان) ما را یارگی نباشد که اندر پیش سواران ملک نیمروز به میدان اندر شویم (تاریخ سیستان) ور به خرابی فتد از مملکت گرسنه خسبد ملک نیمروزسعدی ( 1) - در وجه تسمیهء نیمروز فرهنگ نویسان روایات عجیب و غریب دارند روایتی از در عجایب البلدان مرقوم است که چون حضرت سلیمان در آنجا [ » : تاریخ سیستان در متن آمده است و اینک روایتی دیگر سیستان ] رسیدند زمینی دیدند پر از آب، دیوان را فرمودند تا خاکریز کنند، دیوان در نیمروز خاکریز کردند لهذا به نیمروز موسوم غیاث اللغات) (از رشیدی) (برهان قاطع) بعضی گفته اند چون خسرو چین آنجا را تا نیم روز لشکرگاه کرده بود، نیمروز ) « شد نامیده شد (از انجمن آرا) (از برهان) (از جهانگیری).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
