نیم خورد
[خوَرْ / خُرْ] (ن مف مرکب)غذائی که دیگری بدان دست زده و از آن خورده باشد ته مانده نیم خورده رجوع به نیم خورده شود : تشنه را دل نخواهد آب زلال نیم خورد دهان گندیدهسعدی همچو آب زندگانی نیم خورد خضر نیست سربه مهر شرم باشد غنچهء خندان او صائب (از آنندراج) - نیم خورد گذاشتن؛ به خوراکی دست زدن و قدری از آن خوردن و مقداری به جای ماندن - نیم خورد ماندن؛ نیمه ای بر جای ماندن برخی از غذا ناخورده ماندن : خاقانیا چه ماند ترا کاندهش خوری کانده دلت بخورد و جگر نیم خورد ماند خاقانی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
