نیکی

معنی نیکی
(حامص)( 1) خوبی حسن مقابل عیب و بدی صفت خوب و پسندیده : بر آغالش هر دو آغاز کرد بدی گفت و نیکی همه راز کردبوشکور به نیکی بباید تن آراستن که نیکی نشاید ز کس خواستنفردوسی بود نیکی تو از این بد فزون تو بودی به نیکی مرا رهنمونفردوسی وآنت گوید همه نیکی ز خدای است ولیک بدی ای امت بدبخت همه کار شماست ناصرخسرو || درستی صحت استواری جودت صلاح : تو نیکی طلب کن نه زودی کار فخرالدین اسعد || نیکوکاری کار خیر حسنه مقابل سیئه : شده بر بدی دست دیوان دراز ز نیکی نبودی سخن جز به رازفردوسی همه خاک دارند بالین و خشت خنک آنکه جز تخم نیکی نکشتفردوسی به نیکی گرای و میازار کس ره رستگاری همین است و بسفردوسی که نیکی گم نگردد در دو گیهان فخرالدین اسعد یکی خوب مایه ست نیکی به جای که سود است از وی به هر دو سرایاسدی خدای عزوجل شما را که آفرید برای نیکی آفرید (تاریخ بیهقی ص 338 ) ز نیکی به نیکی رسد مرد از آن که هرکس که او گل کند گل خورد ناصرخسرو ز این بیش چه نیکی آمد از تو وز گاو گنه چه بود وز خرناصرخسرو خطاب شود به کرام الکاتبین تا به عدد هر ستاره که به این آسمان دنیاست ده نیکی مقبول در نامهء اعمال این بنده ثبت و ده بدی محو گرداند (قصص الانبیاء ص 13 ) هرکه به نیکی عمل آغاز کرد نیکی او روی بدو باز کردنظامی ضرورت است که نیکی کند کسی که شناخت که نیکی و بدی از خلق داستان ماند سعدی|| خیرخواهی (ناظم الاطباء) رجوع به شواهد ذیل معنی قبلی شود || کرم احسان جود سخا انعام افضال : همان نیز نیکی به اندازه کن ز مرد جهاندیده بشنو سخنفردوسی همه داد و نیکی و شرم است و مهر نگه کردن اندر شمار سپهرفردوسی ای خداوندی که تا تو از عدم پیدا شدی بسته شد درهای بخل و آن نیکی گشت باز منوچهری خواجه بر من در نیکی دربست چه کنم لب به بدی نگشایمخاقانی چون به نیکیم شرمسار نکرد به بدی چند شرمسار کندخاقانی نیک ار در محل خود نبود ظلم خوانندش ارچه بد نبوداوحدی نیکی ای کان نه در محل خود است تو نکوئی گمان مبر که بد استمکتبی نیکیت شیشه ای است ای عاقل مکن از سنگ منتش باطلمکتبی || پرهیزگاری (آنندراج) (ناظم الاطباء) دیانت (ناظم الاطباء ||) ثواب (فرهنگ فارسی معین) پاداش خوش : شاد باش و به دل نیک همه نیکی یاب شاد باش وز خداوند همه نیکی بین فرخی به دانش بیلفنج نیکی کزین جا نیایند با تو نه خانه نه مانهناصرخسرو ز نیکی به نیکی رسد مرد از آن که هرکس که او گل کند گل خورد ناصرخسرو از هرچه گفته ام نه همی جویم جز نیکی ای خدای تو دانائیناصرخسرو به نامه درون جمله نیکی نویس چو در دست توست ای برادر قلم ناصرخسرو نیک و بد چون همه بباید مرد خنک آنکس که گوی نیکی بردسعدی || فراخی (یادداشت مؤلف) رخاء خوش سالی : نیکی و بدی سال اندر جو پدید آید که چون جو راست برآید و هموار دلیل کند که آن سال فراخ بود و چون پیچیده و ناهموار برآید تنگ سال بود (نوروزنامه ||) نعمت نعمی نعیم (یادداشت مؤلف) آسایش رفاه راحت مقابل رنج خوشی مقابل ناخوشی : ز نیکی جدا مانده ام زین نشان گرفتار در دست مردم کشانفردوسی همه بد ز شاه است و نیکی ز شاه کزو بند و چاه است و زو تخت و گاه فردوسی || مهربانی لطف : بد و نیکی به جای دشمن و دوست هر یکی در محل خود نیکوست ||؟ راستی صداقت (ناظم الاطباء ||) زیبائی حسن جمال (ناظم الاطباء) رجوع به نکوئی و نیکویی شود (||اصطلاح نجوم) سعادت (از مقدمهء التفهیم از فرهنگ فارسی معین) - به نیکی؛ به خوبی به نیک خواهی از روی محبت و دوستی : به موبد چنین گفت شاه آن زمان که بر ما مبر جز به نیکی گمانفردوسی نباید که بینند رنجی براه مکن جز به نیکی در ایشان نگاهفردوسی || - چنانکه باید به دقت به صحت : واین ملک گرچه بد عمل دار است هم بنیکی حساب من رانده ستخاقانی - به نیکی یاد کردن؛ ذکر خیر به خوبی از کسی نام بردن محاسن او را باز گفتن : همی نصیحت من یاد دار و نیکی کن که دانم از پس مرگم کنی به نیکی یاد سعدی - نیکی دیدن؛ خیر دیدن : هرکه با بدان نشیند نیکی نبیند سعدی - نیکی کردن؛ نکوکاری کردن کار خیر کردن : به کردار نیکی همی کردمی وز الفغدهء خویشتن خوردمیبوشکور مکن بدی تو و نیکی بکن چرا فرمود خدای ما را گر ما نه حی و مختاریم ناصرخسرو چون که تو گر بد کنی زآن دیو را باشد گناه ور یکی نیکی کنی زآن مر ترا باشد ثنا ناصرخسرو || - احسان کردن : اگر پادشاهی بود در گهر بباید که نیکی کند تاجورفردوسی بکن نیکی و در دریاش انداز که روزی در کنارت آورد باز فخرالدین اسعد || - لطف و شفقت کردن : تو بیداری او بی خودی می کند تو نیکی کنی او بدی می کندنظامی بدی کردند و نیکی با تن خویشسعدی تو بر خلق نیکی کن ای نیک بخت که فردا نگیرد خدا بر تو سختسعدی عجب نبود از سیرت بخردان که نیکی کنند از کرم با بدانسعدی - امثال: بد می کنی و نیک طمع می داری نیکی نبود سزای بدکرداری نیکی را نیکی آید نیکی راه به خانهء صاحب خود برد نیکی فراموش نشود نیکی گم نشود نیکی کنی به از حاشیهء برهان قاطع چ ) nik تلفظ کنونی ،nek : جای تو نیکی کنند باز ور بد کنی به جای تو از بد بتر کنند ( 1) - تلفظ قدیم معین).

درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس

اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارت‌های عضو شتاب

مشاهده جزئیات محصول

اشتراک‌گذاری:

با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید