نی سوار
[نَ / نِ سَ] (ص مرکب) طفلی که مرکب از نی کند (آنندراج) بچه ای که به روی نی سواری می کند (ناظم الاطباء) : کس نی سوار دید که باشد مصاف دار وز نی ستور دید که در ره غبار کرد خاقانی نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت هر طفل نی سوار کند تازیانه اشصائب زهد خشک از خاطرم هرگز غباری برنداشت مرکب نی بار شد بر نی سوار خویشتن صائب چون طفل نی سوار به میدان روزگار در چشم خود سواره ولیکن پیاده ایمصائب.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
