نیستی
(حامص)( 1) عدم مقابل هستی به معنی وجود : ای دل مباش غافل یک دم ز عشق و مستی وآنگه برو که رستی از نیستی و هستی حافظ || معدومی نابودی فنا ناپدیدی : هرکس قدم در حرم عالم نهاد هرآینه به زودی بی شک داغ فنا بر پیشانی او نهد و رقم نیستی بر ناصیهء وجودش کشد (قصص الانبیاء ص 229 ) بلندی از آن یافت کو پست شد در نیستی کوفت تا هست شدسعدی|| هلاک هلاکه هلک : سعدی غم نیستی ندارد جان دادن عاشقان نجات استسعدی || زوال تباهی : تو مگر خود مرد صوفی نیستی نقد را ز نسیه خیزد نیستیمولوی || فقر نداری ناداری فاقه : من از شاه ایران نگردم به گنج گر از نیستی چند باشم به رنجفردوسی مبادا که در دهر دیر ایستی مصیبت بود پیری و نیستیفردوسی دگر آنکه در شهر دانا که اند گر از نیستی ناتوانا که اندفردوسی بینم همی شماتت بدخواهان ورنه ز نیستی نبدی عارممسعودسعد مرا به نیستی ای سیدی چه طعنه زنی چو هست دانشم ار زرّ و سیم نیست رواست مسعودسعد داد از کف راد تو خواهد یافت به هر حال هر کز ستم نیستی آید به تظلمسوزنی مخور جمله ترسم که دیر ایستی به پیرانه سر بد بود نیستینظامی گر از نیستی دیگری شد هلاک ترا هست بط را ز طوفان چه شرط، به معنی « ی» + باکسعدی خودپرستی خیزد از دنیا و جاه نیستی و حق پرستی خوشتر استسعدی (|| فعل) از: نیست نبودی نباشد: اگر نیستی اندر استا و زند فرستاده را زینهار از گزنددقیقی اگر می نیستی دلها همه یکسر خرابستی دقیقی گر به پیری دانش بدگوهران افزون شدی روسیه تر نیستی هر روز ابلیس لعین منوچهری اگر نیستی بندشان داد و دین ربودی همه این از از: نیست + ی (علامت حاصل مصدر و اسم ،nest : پازند ،nist : و تلفظ کنونی nest : آن آن ازیننظامی ( 1) - تلفظ قدیم معنی) (از حاشیهء برهان قاطع چ معین).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
