نیست

معنی نیست
(فعل)( 1) نه هست نه است فعل منفی مفرد غایب مقابل هست و است : چندیت مدح گفتم و چندین عذاب دید گر زآنکه نیست سیمت جفتی شمم فرست منجیک ز دانش به اندر جهان هیچ نیست تن مرده و جان نادان یکی استفردوسی هزار یک کاندر نهاد او هنر است نگار خوب همانا که نیست در ارتنگ فرخی که حسد هست دشمن ریمن کیست کاو نیست دشمن دشمنعنصری (|| حامص) عدم نیستی مقابل هست : خداوند هست و خداوند نیست همه چیز جفت است و ایزد یکی است فردوسی از اوی است نیک و بد هست و نیست همه بندگانیم و ایزد یکی استفردوسی همه با توانائی او یکی است خداوند هست و خداوند نیستفردوسی چنین کنند بزرگان ز نیست هست کنند بلی ولیکن نه هر بزرگ و نه هر گاهفرخی نیست مرگ است و هست هست حیات نیست کفر است و هست هست ایمان ناصرخسرو || فقر (یادداشت مؤلف) -هست و نیست؛ دار و ندار غنا و فقر : به هست و نیست مرنجان ضمیر و دل خوش دار که نیستی است سرانجام هر کمال که هست حافظ (|| ص) معدوم (السامی) نابود نیسته (یادداشت مؤلف) ناپدید (ناظم الاطباء) ناموجود که وجود ندارد : هست بر نیست چون توانی بست کمر تست هست و نیست میانفرخی نیاید به اندیشه از نیست هستی نیاید به کوشیدن از جسم جانیفرخی مست را مسجد و کنشت یکی است نیست را دوزخ و بهشت یکی استسنائی آتش است این بانگ نای و نیست باد هرکه این آتش ندارد نیست بادمولوی نیست را هست کند تنبل اوی هست را نیست کند فرهستش ابونصر مرغزی || فناشده محوشده نیست و نابود گشته : از جملهء نیستان این راه آن برد سبق که بی نشان رفتعطار - سربه نیست؛ معدوم در تداول، سربه نیست شده؛ نیست و نابود گشته سربه نیست کردن؛ گم و گور کردن - نیست در جهان؛ معدوم در هنگام نفرین گویند (از فرهنگ فارسی معین) - نیست شدن؛ معدوم شدن فنا شدن از بین رفتن هلاک گشتن : هر مخالف که بدو قصد کند نیست شود ور مثل سعد فلکها همه از اختر اوست فرخی بمیرد هرآنکس که زاید درست شود نیست چونانکه بود از نخستاسدی || - تمام شدن به آخر رسیدن از بین رفتن : تا خم می را بگشاد مه دوشین سر زهد من نیست شد و توبهء من زیر و زبر فرخی || - ناپدید گشتن محو و گم شدن : اژدها لب زیرین به کوشک فروبرد و لب بالا از بالا برآمد و آن کوشک را از جا بکند و در هوا بینداخت چنانکه نیست شد (قصص الانبیاء ص 103 ||) - تباه شدن : در باغها نیست شده هم بدین امید نونو همی بنفشه نشانند و نسترنفرخی - نیست شمردن؛ نابوده پنداشتن معدوم انگاشتن : هر آنچه هست نه چون هیچ نیست نیست شمار هر آنچه نیست نه چون هیچ هست هست انگار ناصرخسرو - نیست کردن؛ نابود کردن معدوم کردن هلاک کردن قلع و قمع کردن : سپاهی که نوروز گرد آورید همه نیست کردش ز ناگه شجامدقیقی بی سپاهی آن سپه را نیست کرد در جهان کس را نبوده ست این توانفرخی همیشه عادت او برکشیدن اسلام همیشه همت او نیست کردن کفارفرخی ایزد او را ز پی آنکه عدو نیست کند قوت پیل دمان داد و دل شیر ژیانفرخی و شونیز با انگبین مادهء ایشان را [ کرم های معده را ] نیست کند (ذخیرهء خوارزمشاهی) جز آینه که کند گل رخا ترا معلوم که از حبش حشم آمد به نیست کردن روم سوزنی || - تباه کردن از بین بردن : چنانک نامهء من بدرید ملک او را نیست کن (فارسنامهء ابن بلخی ص 24 ) دم عیسی کند آن رشته را نیست و گر آن رشته را مریم برشتهسوزنی || - محو کردن ناپدید کردن فنا کردن : پس شناخت او تاختن آورد و مرا نیست کرد (تذکره الاولیاء) - نیست گرداندن، نیست گردانیدن؛ نابود کردن تار و مار کردن قلع و قمع کردن هلاک کردن : پس آن فرشته گفت ای ملعون خدای را جل جلاله با تو ملعونی حاجت نباشد که او کمترین کسی را فرمان دهد تا ترا و سپاه ترا نیست گرداند (ترجمهء طبری بلعمی) از مفسدان و شریران آن اطراف هر که مانده باشد به تیغ سیاست نیست گرداند (ظفرنامهء یزدی) (فرهنگ فارسی معین ||) - ناپدید کردن گم و نابود کردن : بدین گرز فولاد در روز کین ترا نیست گردانم اندر زمینفردوسی وزر او و وزر چون او صدهزار نیست گرداند خدا از یک شرارمولوی - نیست گردیدن، نیست گشتن؛ هلاک شدن تباه گشتن از بین رفتن : چنان خواست روشن جهان آفرین که او نیست گردد به ایران زمینفردوسی مگر ذات و صفات او که هرگز نیست نگردد (قصص الانبیاء ص 229 ||) - ناپدید شدن گم و نابود شدن : پازند: ،nist : و تلفظ کنونی nest : خاصه هردم جمله افکار عقول نیست گردد غرق در بحر نغولمولوی ( 1) - تلفظ قدیم از حاشیهء برهان قاطع چ معین) ) nest : هست)، پهلوی )asti + ( نه ) ،naiy : پارسی باستان ،nest.

درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس

اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارت‌های عضو شتاب

مشاهده جزئیات محصول

اشتراک‌گذاری:

با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید