نی بست
[نَ / نِ بَ] (اِ مرکب) محوطه ای که از نی بندند (آنندراج) جای محصورشده از نی و حصار نی (ناظم الاطباء) : چو در نی بست تن ایمن نشستی ز دل در جان جانت طارمی کوسنائی و نی بستی بود که ایشان در آنجا جمله شدندی و بازی کردندی (کلیله و دمنه) گرد تو صف زده خوبان کمربسته چو نی گوئی از هر طرفی گرد شکر نی بست است کمال خجندی (از آنندراج) شعله را پیرهن از خس نتوان پوشیدن خنده ها عشق به نی بست زلیخا دارد سالک یزدی (از آنندراج) هر آن دلی که ندارد محبتش بادا برو همیشه ز نی بست سینه بیت حزن کلیم (از آنندراج).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
