نیایش کنان
[یِ کُ] (ق مرکب) در حال نیایش کردن دعاکنان در حال تقدیس و تعظیم و نماز بردن : نیایش کنان پیش پیل ژیان بباید شدن تنگ بسته میانفردوسی بیامد نیایش کنان پیش رای که تا هند باشد تو باشی به جایفردوسی نیایش کنان پیش آتش بگشت بنالید از هیربد برگذشتفردوسی چو پردخته شد جای بر پای خاست نیایش کنان گفت کای شاه راستاسدی نیایش کنان هر دو لشکر به راز که ای کاشکی بود امشب درازنظامی نیایش کنان گفت اگر بخت شاه کند بر سر تخت این بنده راه نظامی (شرفنامه ص 409 ) نبینی که پیش خداوند جاه نیایش کنان دست بر بر نهندسعدی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
