نهمار
[نَ] (ص، ق) چون عظیم باشد اگر کار بود اگر چیزی و شگفت بسیار است و غایت( 1) (لغت فرس اسدی) (اقبال) عظیم و بی کرانه و بسیار را گویند از هرچه باشد (اوبهی) بسیار و به معنی عجب نیز آمده، عمید لوبکی گوید: شادیت باد همیشه و خسرو گوید: زین سان که بینم، لیکن در این دو بیت به معنی بسیار به طریق انکار نیز راست می آید (رشیدی) بسیار باشد و نیز به معنی کاری یا چیزی عظیم آمده و در نسخهء میرزا به معنی عجب نیز آمده و این بیت امیرخسرو مؤید اوست: در بند پرواز، ظاهراً مؤلف این بیت را بد فهمیده و همان معنی بسیار بسیار خوب است به طریق کنایه و طرز استفهام (فرهنگ خطی) عظیم و بزرگ و بسیار (از جهانگیری) (انجمن آرا) (برهان قاطع) بی نهایت وافر بیکران کار بزرگ و عظیم و هر چیزی بسیار عجیب و بی اندازه (برهان قاطع) عظیم و بی حد بود اگر کاری باشد و گر چیزی (صحاح الفرس) و به همین معانی با زای نقطه دار [ نهماز ] هم هست که بر وزن شهناز باشد (برهان قاطع) نهماز، تصحیف است (از حاشیهء دکتر معین بر برهان قاطع) نهمار مرکب است از دو به معنی عدد پس نهمار یعنی بی عدد و بی شمار، از این لحاظ به معنی ناممکن و دشوار « مار » که علامت نفی است و « نه » : جزء هم استعمال شده، نهمار درست به معنی بی مر است (فرهنگ لغات شاهنامه) : گنبدی نهمار بربرده بلند نش ستون از زیر و نز برسرْش بند( 2) رودکی چو ابلیس دانست کو دل بداد بر افسانه اش گشت نهمار شادفردوسی همه جهد تو در آن بود که ایزد فرمود رنج کش بودی در طاعت یزدان نهمار فرخی گر تو به هر مدیحی چندین طپید خواهی نهمار ناصبوری نهمار بیقراری( 3)منوچهری گوئی علمی از سقلاطون سپید است از باد جهنده متحرک شده نهمارمنوچهری نهمار در اینجا نکند زیست هشیوار منوچهری خدایگانا برهان حق به دست تو بود اگر چه باطل یکچند چیره شده نهمار ؟ (از تاریخ بیهقی ص 279 ) مرد را نهمار خشم آمد از این غاوسنگی را به کف کردش گزین( 4)طیان خوب حالی است از او ملک زمین را الحق گرم کاری است بر او سعد فلک را نهمار مختاری عمید دولت از اینگونه عاشق است بر او چه سخت کاری کاین کار عاشقان نهمار سوزنی گر عالم رومی وش زنگی شعف است او را داغ حبشی بر رخ نهمار کشد عدلش خاقانی اینت شهباز گر پی چو منی صید نسرَین کرده ای نهمارخاقانی مرا گویند او کس را ندارد اگر بینم کسی نهمار دارم عطار (دیوان چ تفضلی ص 730 ) مرا به کام دل دشمنان مکن تکلیف که از تحمل آن بار عاجزم نهمار کمال الدین اسماعیل از جانبین در این حملات بسیار کشته شد و بسیار مجادلت کردند و نهمار مکایدت و مکابدت (جهانگشای جوینی) اگر چه مقاومت بسیار نمودند و نهمار تجلدها کرد (جهانگشای جوینی||) مشکل (جهانگیری) (انجمن آرا) (برهان قاطع) دشوار (برهان قاطع) عجب (انجمن آرا) (برهان قاطع) (رشیدی) (جهانگیری) : شادیت باد همیشه که ز غم خصم امروز شد چنان زار که نهمار به فردا برسد عمید لوبکی در بند پرواز است جان بگذار سیرت ( بنگرم زینسان که بینم حال خود نهمار بینم دیگرت امیرخسرو || همواره همیشه( 5) (فرهنگ فارسی معین ||) یکبارگی( 6 (جهانگیری) (برهان قاطع) (رشیدی) همه (برهان قاطع) ک (فرهنگ فارسی معین ||) بدرستی کام واقعاً( 7)(فرهنگ فارسی معین) : از پس نهمار تا چه گفت معزی هر که کند قصد ملک و تخت بنهمار سوزنی (یادداشت بخط مؤلف) - نهمار شدن:خلق گفتند این گدای کشتنی است کشتن این مدعی نهمار شد( 8)عطار ( 1) - عظیم باشد اگر کار بود و اگر چیزی شگفت و اگر گفتار (فرهنگ اسدی نخجوانی) نهمار، اگر کار و اگر گفتار چون عظیم باشد و بی حد نهمار خوانند (حاشیهء ص 123 لغت معنی فرموده اند ( 4) - در حاشیهء « بسا » و « چه بسیار » فرس اسدی) (اقبال) ( 2) - ن ل: دند ( 3) - نهمار را در این بیت مؤلف فرهنگ اسدی چنین است: مرد را نهماز و مصراع دوم را مرحوم دهخدا چنین ضبط فرموده اند: غاوشنگی بر کف آوردش گزین 5) - و بیت منوچهری را (گر تو بهر مدیحی) شاهد آورده اند ( 6) - و بیت مختاری را (خوب حالی است) شاهد آورده اند ) 7) - این معنی را ظاهراً از این بیت عثمان مختاری استدراک کرده اند: نهمار جهان چون اثر خاطر من گشت تا زیور انعام تو ) و مانند آن تصور کرد ( 8) - مصراع دوم در چ « عجیب، شگفت » بربست بساتین ظ می توان برای نهمار در این بیت معانیی چون تفضلی ص 181 بدین صورت آمده است: دعوی این مدعی بسیار شد و نسخه بدلش نیز: کشتن این مدعی زنهار شد.
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
