نهاریدن
[نِ دَ]( 1) (مص) ترسیدن (حاشیهء فرهنگ اسدی نخجوانی) بترسیدن از چیزی یا از کسی (اوبهی) ترسیدن واهمه کردن (برهان قاطع) : زلف گوئی ز لب نهاریده( 2)ست به گله سوی چشم رفتستی بخاری (از رشیدی ||) گداختن و کاستن بدن (برهان قاطع) ظاهراً مصحف نهازیدن است (حاشیهء برهان قاطع چ معین ||) اتلاف کردن بیجا خرج کردن (ناظم الاطباء) ( 1) - به فتح اول شاهد آورده است (حاشیهء دکتر معین بر برهان « نهازید » هم [ نَ دَ ] آمده است (برهان قاطع) ( 2) - این بیت را لغت فرس برای قاطع) نهارید درست است (یادداشت مؤلف).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
