نهار
1) [نِ]( 2) (اِمص، اِ) کاهش (لغت فرس اسدی) (صحاح الفرس) کاهش و گدازش تن (اوبهی) (برهان قاطع) (از جهانگیری) (از ) رشیدی) (انجمن آرا) : ملک برفت و علامت بدان سپاه نمود بدان زمان که بسیج نهار کرد نهارفرخی بخت شما و عمر شما هر دو برفزون وآنِ مخالفان بداندیش در نهارفرخی شرع ز تو فربه است و دین ز تو برپای ای ز تو شخص ستم نهار گرفته مجیر (از حاشیهء برهان قاطع) خدایگانا هر چند ماه دانش و فضل چو شخص فاضل و عالم گرفته ست نهار شمس فخری || ترس بیم (جهانگیری) (رشیدی) (برهان قاطع) (انجمن آراء) (ناظم الاطباء) هول وحشت (ناظم الاطباء) نیز رجوع به نهاریدن شود : نهنگ از او به خروش است و دیو از او به فغان پلنگ از او به نهیب است و شیر از او به نهار فرخی (از جهانگیری ||) خرج بیجا و اتلاف و کاهش || نقصان و زیان و خسارت (ناظم الاطباء) رجوع به معنی اول شود || بت صنم (ناظم الاطباء) رجوع به بهار شود است (از حاشیهء برهان قاطع چ معین) در تمام معانی رجوع به نهاز شود ( 2) - به فتح اول هم گفته اند « نهاز » 1) - ظ مصحف ) (از برهان).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
