نویس
[نِ]( 1) (ریشهء فعل) ریشهء مضارع فعل نوشتن است و در صرف وجه مضارع و امر به کار رود: نویس بنویس می نویسم (|| ن در ترکیبات ذیل مستعمل است: بارنویس بیرون نویس پانویس پاک نویس پیش « نوشت » مف) به صورت مزید مؤخر به معنی نویس خارج نویس || به معنی نویسیده و نوشته به صورت مزید مؤخر به کار رود: نانویس، به معنی نانویسیده و نانوشته (|| نف) به صورت اسم فاعل مرخم به معنی نویسنده و نگارنده و آنکه می نویسد بصورت مزید مؤخر در ترکیبات زیر مستعمل است: افسانه نویس اوارجه نویس پنهان نویس تابلونویس تاریخ نویس تندنویس چهره نویس چیزنویس حاشیه نویس حق نویس خفیه نویس خودنویس خوش نویس داستان نویس دعانویس دفترنویس رمان نویس روزنامه نویس سرخط نویس ضابط نویس غلط نویس فکاهی نویس کاغذنویس کتیبه نویس کشیک نویس کفن نویس لشکرنویس مثال نویس مجلس نویس مراسله نویس نامه نویس رجوع به هر یک از این مدخل ها در ردیف خود شود ( 1) - این کلمه را ناظم الاطباء به فتح اول [ نَ ]ضبط کرده است.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
