نونیاز
[نَ / نُو] (ص مرکب) کسی که تازه به کاری درآمده باشد (رشیدی) (جهانگیری) شخصی که تازه به عرصه آمده است (برهان قاطع) نوبه پاآمده نوکار (آنندراج) مبتدی (جهانگیری) (رشیدی) (برهان قاطع ||) هرچیزی که تازه به عرصه آمده و تازه پیدا شده باشد (ناظم الاطباء) رجوع به معنی قبلی شود || طفل نومشق (غیاث اللغات) شاگرد تلمیذ (ناظم الاطباء ||) عاشق نو (غیاث اللغات) کسی که تازه عاشق شده باشد (انجمن آرا) تازه گرفتار کسی که تازه پای دلش نزد بتی لغزیده باشد (فرهنگ خطی) : ابجد عشق مجاز از نونیازان خوشنماست پیر گشتی واگذار این بازی طفلانه را صائب (از آنندراج ||) در تصوف، سالک مبتدی (برهان قاطع) سالکی که تازه مرید کسی گردد (انجمن آرا) : نونیازم من و بس از تو ببینم ای عمر که تو کوتاهی و من فکر درازی دارم هدایت.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
