نول
[نَ] (ع اِ) رودبار روان (منتهی الارب) رودبار پر از آب (ناظم الاطباء) وادی سایل (اقرب الموارد) (متن اللغه) وادی روان (ناظم الاطباء ||) مزد کشتی (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) کرایهء جهاز (ناظم الاطباء) اجرت سفینه (از متن اللغه) جعل السفینه، معرب است (از اقرب الموارد ||) نورد جولاه (منتهی الارب) نورد بافندگان (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) ج، انوال|| سزاوار (منتهی الارب) گویند نولک أن تفعل کذا؛ باید که چنین کنی (مهذب الاسماء)؛ ای ینبغی لک ما نولک، ما ینبغی لک( 1) (از منتهی الارب) و رجوع به نوال شود || خدمت و آنکه سزاوار خدمت بود (ناظم الاطباء) رجوع به معنی قبلی شود ||انعام و عطیه (ناظم الاطباء) رجوع به نوله شود || طریقه (ناظم الاطباء (||) مص)( 2) عطا دادن (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (زوزنی) اعطا کردن (از اقرب الموارد) به نوال بخشیدن (از متن اللغه) نوال (اقرب الموارد) (متن اللغه ||) جوانمردی کردن بسخن و حاجت یا آهنگ کردن در آن( 3) (از متنهی الارب ||) نوردیدن (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) ( 1) - و اصله من التناول، کأنّک قلت: تناولک کذا و کذا (اقرب الموارد) نولک و نوالک و منوالک أن تفعل کذا کلها معاقبه لینبغی، ای ما ضبط کرده است ( 3) - نالت (u) « و» فیه نوال صاحبک (از متن اللغه) ( 2) - به معانی مصدری ناظم الاطباء نول را با مصوِّت المرأه بالحدیث او حاجه؛ سمحت او همت (از متن اللغه) (از اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
