نوکری
[نَ / نُو کَ] (حامص) چاکری ملازمت خدمت فرمانبرداری (ناظم الاطباء) خدمتکاری (فرهنگ فارسی معین) عمل نوکر رجوع به نوکر شود || فروتنی (ناظم الاطباء ||) مشاور بودن (فرهنگ فارسی معین ||) عضویت ادارهء دولتی استخدام دولت (فرهنگ فارسی معین) - نوکری پیشه؛ آنکه به خدمت و چاکری کسی زندگانی می کند خدمتکار (ناظم الاطباء) - نوکری دولت؛ خدمت دولت کردن در خدمت دولت بودن کارمندی - نوکری کردن؛ خدمت کردن اطاعت و فرمانبرداری نمودن|| - در خدمت دستگاه دولتی بودن.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
