نوکار
[نَ / نُو] (ص مرکب) مبتدی و بی وقوف در کار کم تجربه کسی که تازه به شغلی یا هنری پرداخته تازه کار مبتدی || شاگرد تلمیذ (ناظم الاطباء ||) نوکر (فرهنگ فارسی معین) : ملک ناصرالدین علی ملک را که از اعیان ملوک بود و از قبل بیکی شریک و نوکار امیر ارغون (جهانگشای جوینی از فرهنگ فارسیمعین ||) دانشجوئی که امتحان مسابقه را گذراند، و در بیمارستان به دستور کارورز به کارهای مقدماتی می پردازد( 1) (لغات فرهنگستان (||) اِ مرکب) در اصطلاح مقنیان، کاری در کاریز و جز آن که نه ترمیم کارهای پیش باشد مقابل لاروبی حفر قسمتی از قنات به نوی کار نو که در قنات کنند سلسلهء Externe - ( چاههای نو در قناتی کهنه (از یادداشت مؤلف) (فرانسوی) ( 1.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
