نوشت
(اِ) جرعه آشام( 1 (||) نف مرخم) نوشنده آشامنده( 2) (ناظم الاطباء) نوش (جهانگیری) (آنندراج) (انجمن آرا) : گاهی امیر صومعه گاهی اسیر بتکده گه رند دردی نوشتم گه شیخ و گه صوفیستم ؟ (از جهانگیری) ( 1) - به ضم اول و سکون ثانی مجهول و ثالث و رابع، ماضی نوشیدن، یعنی نوشید و آشامید، چه در فارسی دال و تاء هر دو به هم تبدیل می یابند (برهان قاطع) 2) - به ضم اول و سکون ثانی مجهول و ثالث و رابع، ماضی نوشیدن، یعنی نوشید و آشامید، چه در فارسی دال و تاء هر دو به ) هم تبدیل می یابند (از برهان قاطع).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
