نوش

معنی نوش
(اِمص) نوشیدن (رشیدی) (اوبهی) (برهان قاطع) (جهانگیری) (آنندراج) (انجمن آرا) آشامیدن (برهان قاطع) (جهانگیری) عمل نوشیدن (فرهنگ فارسی معین) اسم از نوشیدن است (یادداشت مؤلف)( 1) نوشیدن مطلقاً و نوشیدن می و باده نوشی : هوا پرخروش و زمین پر ز جوش خنک آنکه دل شاد دارد به نوشفردوسی همه زیردستان چو گوهرفروش بمانند با نالهء چنگ و نوشفردوسی چو از کار ولایت بازپرداخت دگرباره به نوش و ناز پرداختنظامی (|| اِ) عسل (اوبهی) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج) (رشیدی) انگبین (ناظم الاطباء)( 2) : تلخی و شیرینیش آمیخته ست کس نخورد نوش و شکر بآپیونرودکی همه به تنبل و بند است بازگشتن او شرنگ نوش آمیغ است و روی زراندود رودکی هرکه باشد سپوزکار به دهر نوش با کام او شود چون زهربوشکور به طعم نوش گشته چشمهء آب به رنگ دیدهء آهوی دشتیدقیقی زمانه به یکسان ندارد درنگ گهی شهد و نوش است و گاهی شرنگ فردوسی همی پرورانَدْت با شهد و نوش جز آواز نرمت نیاید به گوشفردوسی لَبْت گوئی که نیم کفته گل است می و نوش اندر او نهفتستیطیان مرا چون خروش تو آمد به گوش همه زهر گیتی شدم پاک نوش بلبلکان بانشاط قمریکان باخروش در دهن لاله مشک در دهن نحل نوش منوچهری چرا با من به تلخی همچو هوشی که با هر کس به شیرینی چو نوشی فخرالدین اسعد تو چون ویسی لب از نوش و تن از سیم تو گوئی کرده شد سیبی به دو نیم فخرالدین اسعد به دریا در گهر جفت نهنگ است چو نوش اندر دهان جفت شرنگ است فخرالدین اسعد دو گویا عقیق گهرپوش را که بنده بُدَش چشمهء نوش رااسدی نیش نهان دارد در زیر نوش سوسن خوشبویش چون سوزن است ناصرخسرو زیرا که به زیر نوش و خزّش نیش است نهان و خار مستورناصرخسرو گر نیستت چو نوش خور و چون خزت گلیم بنگر به یار خویش که او گرسنه ست و عور ناصرخسرو به کام مهرش اندر زهر نوش است به چشم کینش اندر نور نار است مسعودسعد گر زهر موافقت کند تریاق است ور نوش مخالفت کند نیش من استخیام گر زهر دهد تو را خردمند بنوش ور نوش رسد ز دست نااهل بریزخیام شتربه گفت طعم نوش چشیده ام، هنگام زخم نیش است (کلیله و دمنه) کین و مهر تو به زنبور همی ماند راست که بر اعدای تو نیش است و بر احباب تو نوش سوزنی ز انعامش دهان نحل پرنوش ز جودش کرم پیله پرنیان پوش عمادی شهریاری از سخن های عذب شکّرطعم در دهان زمانه نوش منمانوری به بوسه مُهر نوش او شکستم شکست اندر دلم نیش جفاهاخاقانی عافیت زآن عالم است اینجا مجوی ازبهر آنک نوش زنبور از دم ارقم نخواهی یافتن خاقانی به چشم آهوان آن چشمهء نوش دهد شیرافکنان را خواب خرگوشنظامی ز بی لحنی بدان سی لحن چون نوش گهی دل دادی و گه بستدی هوشنظامی ز طبع تر گشاده چشمهء نوش به زهد خشک بسته باد بر دوشنظامی آن شکرخنده که پرنوش دهانی دارد نه دل من که دل خلق جهانی داردسعدی شربت نوش آفرید از مگس نحل نخلِ تناور کند ز دانهء خرماسعدی احتمال نیش کردن واجب است ازبهر نوش حمل کوه بیستون بر یاد شیرین بار نیست سعدی آفرینندهء خزان و بهار نوش با نیش ساخت گل با خارمکتبی || شهد (برهان قاطع) (غیاث اللغات) هر چیز شیرین را گویند( 3) (از رشیدی) (انجمن آرا) شیرینی (فرهنگ فارسی معین) رجوع به شواهد ذیل معنی قبلی شود|| تریاک پادزهر (رشیدی) (برهان قاطع) (از انجمن آرا) (آنندراج) (از جهانگیری) تریاق (غیاث اللغات) پازهر (صحاح الفرس) نوشدارو آنکه زهر را باطل کند (ناظم الاطباء) مقابل زهر : به جائی که زهر آگند روزگار از او نوش خیره مکن خواستارفردوسی گشاده سخن کس نیارست گفت که نشنید کس نوش با زهر جفتفردوسی چنین بود تا بود گردان سپهر که با زهر نوش است و با کینه مهر فردوسی گر زهر نوش گردد و گردد شرنگ شهد بر یادکرد خواجهء سید عجب مدارفرخی گر هلاهل در دهان گیرد مَثَل مداح او با مدیح او هلاهل نوش گردد در دهان فرخی جهان را هرچه بینی همچنین است به زیر نوش و مهرش زهر و کین است فخرالدین اسعد نوش دان هرچه زهر او باشد لطف دان هرچه قهر او باشدسنائی از خوارزم آر مهر این تب وز جیحون ساز نوش این سمخاقانی گر گلاب از گل و گل از خار است نوش در مهره، مهره در مار استنظامی|| نوشدارو رجوع به نوشدارو شود : ولیکن اگر داروی نوش من دهم زنده ماند یل پیلتنفردوسی || شراب مشروب نوشیدنی : خورشها بیاراست خوالیگرش یکی پاک خوان ازدر مهترش چو شد نوش خورده شتاب آمدش گران شد سرش رای خواب آمدش فردوسی بفرمود تا داروی هوش بر پرستنده آمیخت با نوش برفردوسی از آن پس به رامش سپردند گوش به جام دمادم کشیدند نوشاسدی دگر ره یکی جام یاقوت نوش بدان نوش لب داد و گفتا خموشنظامی ملک چون شد ز نوش ساقیان مست غم دیدار شیرین بردش از دستنظامی || هر چیز نوشیدنی خصوصاً هرگاه شیرین و مطبوع و گوارا باشد (ناظم الاطباء) رجوع به شواهد ذیل معنی قبلی شود : دهد نوش او را ز شیر و شکر همیشه ورا پروراند به برفردوسی || نقل و شیرینی که مزهء شراب کنند (یادداشت مؤلف) : از دیده جرعه دان کنم از رخ نمکسِتان تا نوش جام و خوشنمک خوان کیستی خاقانی || سرو کوهی (ناظم الاطباء) سور سرو تبری سرو خمره ای سرو کش گونه ای از سرو است جنگل کوچکی از این نوع درخت در درهء کتول در محلی موسوم به سورکش وجود دارد (از یادداشتهای مؤلف) و رجوع به جنگل شناسی ج 2 ص 36 شود || مادهء شیرینی که در پای گلبرگهاست( 4) (لغات فرهنگستان ||) در اصل به معنی حیات است (رشیدی) (از انجمن آرا) کنایه از حیات و زندگی (از برهان قاطع) زندگی (غیاث اللغات) ظاهراً این معنی را از نوشابه و نوشدارو استنباط کرده اند (حاشیهء برهان قاطع چ معین) رجوع به نوشدارو شود || کنایه از آب حیات است (از برهان قاطع) (از غیاث اللغات) به این معنی نوشابه درست است (از حاشیهء برهان قاطع چ معین ||) ملاحت شیرینی (ناظم الاطباء ||) انعام بخشش (ناظم الاطباء (||) ص) شیرین (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) نیز رجوع به معنی بعدی شود : هوش من آن لبان نوش تو بود تا شد او دور من شدم مدهوشبوالمثل از لب نوش تو به خاقانی قسم جز زهر ناب می نرسدخاقانی || نوشین نوشینه چیز خوش مزه و خوشگوار (آنندراج از بهار عجم) لذیذ مطبوع خوشایند موافق (ناظم الاطباء) نیز رجوع به معنی قبلی شود : طفل بد را که گریهء تلخ است به که در خواب نوش می بشودخاقانی || گوارا (غیاث اللغات) (برهان قاطع) سازگار (برهان قاطع) : چند بردارد این هریوه خروش نشود باده بر سماعش نوشرودکی هرچه آن بر تن تو زهر بود بر تن مردمان مدار تو نوش معنوی بخارائی || جاوید (فرهنگ فارسی معین) رجوع به انوش و انوشه شود (|| صوت) گوارا باد! نوش جان باد! (برهان قاطع) هنیاً هنیئاً هنیئاً مریئاً گوارا! گوارای وجود! نوش جان! نوش باد : گر ایدون که باشَ دْت لختی درنگ به گوش آیدت نوش و آوای چنگ فردوسی به فرمانْش مردم نهاده دو گوش ز رامش جهان بُد پر آواز نوشفردوسی چو گرسیوز آن کاخ دربسته دید می و غلغل نوش پیوسته دیدفردوسی همه شهر بودی پر آوای نوش سرای سپهبد بهشتی به جوشفردوسی خام پوشند و همه اطلس پخته شمرند زهر نوشند و همه نوش و هنیئا شنوند خاقانی وآنگهم درداد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان می گفت نوش حافظ که یار نوش کند باده و تو گوئی نوش حافظ (|| نف مرخم) آشامنده نوشنده (برهان قاطع) مخفف نوشنده است و به صورت مزید مؤخر در ترکیب به به معنی مشروب، nushi : کار است: باده نوش دردنوش جرعه نوش پیاله نوش ( 1) - ریشهء نوشیدن و اسم از آن، کردی به معنی اشتها (از حاشیهء برهان قاطع چ معین) ( 2) - با نیش و در مقابل نیش در شعر مستعمل است، ازآن رو که نیش و nush Nectar - ( نوش هر دو از زنبور است ( 3) - نیز رجوع به رشیدی و انجمن آرا شود (فرانسوی و انگلیسی) ( 4.

درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس

درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.

مشاهده جزئیات محصول

اشتراک‌گذاری:

با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید