نوروز

معنی نوروز
[نَ / نُو] (اِ مرکب) روز اول ماه فروردین که رسیدن آفتاب است به نقطهء اول حمل (غیاث اللغات) روز اول فروردین که رسیدن آفتاب به برج حمل است و ابتداء بهار است و این را نوروز کوچک و نوروز عامه و نوروز صغیر گویند، و نیز ششم فروردین ماه روز خرداد که نوروز بزرگ و نوروز خاصه گویند (رشیدی) (از جهانگیری) به معنی روز نو است، و آن دو باشد، یکی نوروز عامه و دیگری نوروز خاصه، و نوروز عامه روز اول فروردین ماه است که آمدن آفتاب به نقطهء اول حمل باشد و رسیدن او به نقطهء اول بهار است گویند خدای تعالی در این روز عالم را آفرید و هر هفت کوکب در اوج تدویر بودند و اوجات همه در نقطهء اول حمل بود، در این روز حکم شد که به سیر و دور درآیند و آدم علیه السلام را نیز در این روز خلق کرد، پس بنابراین این روز را نوروز گویند و بعضی گفته اند که جمشید که او اول جم نام داشت و عربان او را منوشلخ میگویند سیر عالم می کرد چون به آذربایجان رسید، فرمود تخت مرصعی بر جای بلندی رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعی بر سر نهاده بر آن تخت بنشست، همین که آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد شعاعی در غایت روشنی پدید آمد، مردمان از آن شاد شدند و گفتند این روز نو است، و چون به زبان پهلوی شعاع را شید می گویند این لفظ را بر حکم افزودند و او را جمشید خواندند و جشن عظیم کردند و از آن روز این رسم پیدا شد و نوروز خاصه روزی است که نام آن روز خرداد است و آن ششم فروردین ماه باشد و در آن روز هم جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسمهای نیکو گذاشت و گفت خدای تعالی شما را خلق کرده است، باید که به آب های پاکیزه تن را بشوئید و غسل کنید و به سجده و شکر او مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید، و این روز را بنابراین نوروز خاصه خوانند (برهان قاطع) (از رشیدی) (از جهانگیری) (آنندراج) و گویند اکاسره هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه که شش روز باشد حاجت های مردمان را برآوردندی و زندانیان را آزاد کردندی و مجرمان را عفو فرمودندی و به عیش و شادی مشغول بودندی، و معرب آن نیروز است (برهان قاطع) (از جهانگیری) (آنندراج) این روز را در نزد پادشاهان عجم و یزدانیان ایران شرف هاست، گویند در آن روز ایجاد و انشاء خلق شده و سعدتر از ساعات آن روز ساعت تحویل شمس است به حمل و سبب حرمت این روز را وجوه گفته اند: یکی آن است که در عهد تهمورس آیین و مذهب صابئیه رواج و رونق تمام داشت، چون شاهنشاهی به جمشید رسید تجدید آئین ایزدپرستی کرده و نامید این روز را نوروز و عید گرفت و گویند در این روز نیشکر به دست جمشید شکسته شد و از آن خورده شد و آبش معروف و مشهور گردیده و شکر از آن ساختند، بنابراین در روز نوروز خوردن شکر رسم شده و از آن حلویات ساختند و خوردند و هنوز آن رسم برقرار است (انجمن آرا) جشن نوروز یا عید نوروز یا جشن فروردین یا جشن بهار یا بهار جشن: بزرگترین جشن ملی ایرانیان است که از نخستین روز فروردین، ماه اول سال شمسی، آغاز شود جشن نوروز و مهرگان دو جشن بزرگ آریائیان بوده است( 1)، ایرانیان قدیم (پیش از عهد ساسانی و به هنگام تدوین بخش اول اوستا) جشن نوروز را ظاهراً در اول بهار هر سال و آغاز برج حمل برپا می داشتند در دورهء ساسانیان موسم این جشن با گردش سال تغییر می کرد و در آغاز فروردین هر سال نبود، بلکه مانند عید اضحی و عید فطر، مسلمانان در فصول مختلف سال گردش می کرد در نخستین سال تاریخ یزدگردی مبدأ جلوس یزدگرد واپسین شاه ساسانی جشن نوروز مصادف بود با شانزدهم حزیران رومی (ماه ژوئن فرنگی) و تقریباً در اوائل تابستان از آن پس هر چهار سال یک روز این جشن عقب تر ماند و در حدود سال 392 ه ق نوبت جشن نوروزی به اول حمل رسید و در سال 467 ه ق نوروز به بیست وسوم برج حوت افتاد، یعنی 17 روز مانده به پایان زمستان در این سال به فرمان سلطان جلال الدین ملک شاه سلجوقی ترتیب تقویم جلالی نهاده شد و بر اساس آن موقع جشن نوروزی در بهار هر سال مقارن تحویل آفتاب به برج حمل تثبیت شد و بدین منظور مقرر شد که هر چهار سال یک روز بر تعداد ایام سال بیفزایند و سال چهارم را 366 روز حساب کنند و پس از هر 28 سال - یعنی گذشتن هفت دورهء چهارساله - چون دورهء چهارسالهء هشتم فرارسد به جای آنکه به آخرین سال این دوره یک روز بیفزایند، این روز را به نخستین سال دورهء بعد یعنی دورهء نهم اضافه کنند بدین ترتیب سال جلالی نزدیکترین سال های جهان شد به سال شمسی حقیقی که 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه است پیدایش و تسمیهء نوروز( 2): ایرانیان باستان جشنی داشته اند به نام فروردگان [ فروردیان ]و آن ده روز طول می کشیده، فروردگان که در پایان سال گرفته می شد ظاهراً در واقع روزهای عزا و ماتم بوده نه جشن و شادی، چنانکه بیرونی راجع به همین روزهای آخر سال در نزد سغدیان گوید: در آخر ماه دوازدهم اهل سغد برای اموات قدیم خود گریه و نوحه سرائی کنند و چهره های خود را بخراشند و برای مردگان خوردنیها و « خشوم » آشامیدنیها گذارند (آثار الباقیه ص 235 ) و ظاهراً به همین سبب جشن نوروز که پس از آن می آمد علاوه بر آنکه روز اول سال 77 ) فردوسی که بدون شک مواد شاهنامهء خود را - محسوب می شده روز شادی بزرگان بوده است( 3) (گاه شماری صص 73 مع الواسطه از خداینامک و دیگر کتب و رسایل پهلوی اتخاذ کرده، اندر پادشاهی جمشید گوید: به فر کیانی یکی تخت ساخت چه مایه بدو گوهر اندرنشاخت که چون خواستی دیو برداشتی ز هامون به گردون برافراشتی چو خورشید تابان میان هوا نشسته بر او شاه فرمانروا جهان انجمن شد برِ تخت اوی فرومانده از فرهء بخت اوی به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند سر سال نو هرمز فَرْوَدین برآسوده از رنج تن دل ز کین بزرگان به شادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند چنین روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار از این داستان برمی آید نوروز را به معنی روز نو و تازه یعنی روزی که سال نو بدان آغاز گردد، می دانسته اند ابوریحان گوید: از رسم های پارسیان نوروز چیست؟ نخستین روز است از فروردین ماه و زین جهت روز نو نام کردند زیراک پیشانی سال نو است (التفهیم چ همائی ص 253 ) دربارهء پیدایش نوروز افسانه های بسیار نقل شده که هرچند اساطیر است اما تواتر آن اخبار وجه تسمیهء نوروز و همچنین قدمت انتساب آن به اعصار آریائی نیک آشکار می گردد آداب جشن نوروز: به طورکلی از مراسم نوروز در دربار شاهنشاهان هخامنشی و اشکانی اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما از آداب برگذاری جشن نوروز در عهد ساسانیان اطلاعات گرانبهائی موجود است، اینک خلاصه ای از آن: در بامداد نوروز شاهنشاه جامه ای که معمو از برد یمانی بود بر تن می کرد و زینتی بر خود استوار می فرمود و به تنهائی در دربار حاضر می شد و شخصی که قدم او را به فال نیک می گرفتند بر شاه داخل می شد خیام گوید: آئین ملوک عجم از گاه کیخسرو تا به روزگار یزدجرد که آخر ملوک عجم بود چنان بوده است که در روز نخست کس از مردمان بیگانه موبد موبدان پیش ملک آمدی با جام زرین پُرمی، و انگشتری و درمی و دیناری خسروانی و یک دسته خوید سبز رسته و شمشیری و تیر و کمان و دوات و قلم و اسبی و غلامی خوبروی، و ستایش نمودی و نیایش کردی او را به زبان پارسی به عبارت ایشان چون موبد موبدان از آفرین بپرداختی پس بزرگان شها، به جشن فروردین، به ماه فروردین، » : دولت درآمدندی و خدمت ها پیش آوردندی آفرین موبد موبدان به عبارت ایشان آزادی گزین، به روان و دین کیان، سروش آورد تو را دانائی و بینائی به کاردانی، و دیر زی و با خوی هژیر، و شاد باش بر تخت زرین، و انوشه خور به جام جمشید و رسم نیاکان در همت بلند و نیکوکاری و ورزش و داد و راستی نگاه دار، سرت سبز باد و جوانی چو خوید، اسبت کامکار و پیروز، و تیغت روشن و کاری به دشمن، و بازت گیرا و خجسته به شکار، و کارت راست چون « تیر، و هم کشوری بگیر نو، بر تخت با درم و دینار، به پیشت هنری و دانا گرامی و درم خوار، و سرایت آباد و زندگانی بسیار چون این بگفتی چاشنی کردی و جام به ملک دادی، و خوید در دست دیگر نهادی و دینار و درم در پیش تخت او بنهادی، و بدین آن خواستی که روز نو و سال نو هرچه بزرگان اول دیدار چشم بر آن افکنند تا سال دیگر شادمان و خرم با آن چیزها در کامرانی بمانند و آن بر ایشان مبارک گردد، که خرمی و آبادانی جهان در این چیزهاست که پیش ملک آوردندی (نوروزنامه ص 18 ) در هر یک از ایام نوروز پادشاه بازی سپید پرواز می داد و از چیزهائی که شاهنشاهان در نوروز به خوردن آن تبرک می جستند اندکی شیر تازه و خالص و پنیر نو بود، و در هر نوروزی برای پادشاه با کوزه ای آهنین یا سیمین آب برداشته می شد، در گردن این کوزه قلاده ای قرار می دادند از یاقوتهای سبز که در زنجیری زرین کشیده و بر آن مهره های زبرجدین کشیده بودند، این آب را دختران دوشیزه از زیر آسیابها برمی داشتند (المحاسن و الاضداد ص 234 ) به روایت جاحظ: چون نوروز به شنبه می افتاد پادشاه می فرمود که از رئیس یهودیان چهارهزار درهم بستانند، و کسی سبب این کار را نمی دانست جز اینکه این رسم بین ملوک جاری شده و مانند جزیه گردیده بود بیست وپنج روز پیش از نوروز در صحن دارالملک دوازده ستون از خشت خام برپا می شد که بر ستونی گندم و بر ستونی جو و بر ستونی برنج و بر ستونی باقلی و بر ستونی کاجیله و بر ستونی ارزن و بر ستونی ذرت و بر ستونی لوبیا و بر ستونی نخود و بر ستونی کنجد و بر ستونی ماش می کاشتند و اینها را نمی چیدند مگر به غنا و ترنم و لهو در ششمین روز نوروز این حبوب را می کندند و میمنت را، در مجلس می پراکندند و تا روز مهر از ماه فروردین [ 16 فروردین ] آن را جمع نمی کردند( 4) این حبوب را برای تفأل می کاشتند و گمان می کردند که هر یک از آنها که نیکوتر و بارورتر شود محصول آن در آن سال فراوان خواهد بود و شاهنشاه به نظر کردن در جو به ویژه تبرک می جست (المحاسن و الاضداد ص 243 ) شاه در این روزها بار عام می داد، و ترتیب آن را به طرق گوناگون نوشته اند: ابوریحان گوید: آئین پادشاهان ساسان در پنج روز اول فروردین [ نوروز عامه ] چنین بود که شاه به روز اول نوروز ابتدا می کرد و عامه را از جلوس خویش برای ایشان و احسان بدیشان می آگاهانید، در روز دوم برای کسانی که از عامه رفیع تر بودند یعنی دهگانان و اهل آتشکده ها جلوس می کرد، در روز سوم ازبرای اسواران و موبدان بزرگ، و در روز چهارم برای افراد خاندان و نزدیکان و خاصان خود، در روز پنجم برای پسر و نزدیکان خویش، و به هر یک از اینان درخور رتبت اکرام و انعام می نمود، و چون روز ششم فرامی رسید از ادای حقوق مردم فارغ می شد، از این پس نوروز از آن خود او بود و دیگر کس جز ندیمان و اهل انس و شایستگان خلوت به نزد او نمی توانست برود (آثارالباقیه ص 219 ) همچنین در ایام نوروز نواهائی خاص در خدمت پادشاه نواخته می شد که مختص همان ایام بود، در بامداد نوروز مردم به یکدیگر آب می پاشیدند، و این رسم در قرنهای نخستین اسلامی نیز رایج بوده است، دیگر هدیه دادن شکر متداول بود نویسندگان اسلامی برای علت این دو امر افسانه هائی چند نقل کرده اند( 5) همچنین در شب نوروز آتش برمی افروختند (بلوغ الارب ج 1 ص 386 )، و این رسم تا زمان عباسیان نیز در بین النهرین ادامه یافت و نخستین کسی که این رسم را نهاد هرمزد شجاع پسر شاپور پسر اردشیر بابکان است (آثارالباقیه ص 218 ) نوروز در عصر خلفا: در دربارهای نخستین خلفای اسلامی به نوروز اعتنائی نداشتند ولی بعدها خلفای اموی برای افزودن درآمد خود هدایای نوروز را از نو معمول داشتند بنی امیه هدیه در عید نوروز را بر مردم ایران تحمیل می کردند که در زمان معاویه تعداد آن به پنج تا ده میلیون درم بالغ می شد (تمدن اسلامی تألیف جرجی زیدان ج 2 ص 22 ) و امیران ایشان برای جلب منافع خود مردم را به اهداء تحف دعوت می کردند، نخستین کسی که در اسلام هدایای نوروز و مهرگان را رواج داد حجاج بن یوسف بود، اندکی بعد این رسم نیز از طرف عمر بن عبدالعزیز به عنوان گران آمدن اهداء تحف بر مردم منسوخ گردید (بلوغ الارب ج 1 ص 387 ) ولی در تمام این مدت ایرانیان مراسم جشن نوروز را برپا می داشتند در نتیجهء ظهور ابومسلم خراسانی و روی کار آمدن خلافت عباسی و نفوذ برمکیان و دیگر وزرای ایرانی و تشکیل سلسله های طاهریان و صفاریان، جشن های ایرانی دوباره رونق یافتند، گویندگان دربارهء آنها قصاید پرداختند و نویسندگان مانند آنها را مدون ساختند (آثارالباقیه ص 31 ) آثار و قراینی در دست « اشعار السائره فی النیروز و المهرجان » حمزهء اصفهانی مؤلف است که پس از اسلام همواره جشن نوروز برپا می شده است و مراسم آن با تصرفاتی و تغییراتی از عهدی به عهد دیگر منتقل گردیده است، تا زمان حاضر که نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان محسوب می شود (نقل به اختصار از فرهنگ فارسی معین) برای اطلاع بیشتر از نوروز و جشن نوروز رجوع به گاه شماری در ایران باستان ص 44 و 53 و 73 و مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی ص 371 و 452 و 485 و خرده اوستا ص 205 و التفهیم چ همائی ص 253 و ایران در زمان ساسانیان ص 112 و بندهش پهلوی ترجمهء یوستی ص 33 و آثارالباقیه چ زاخائو ص 31 و 216 و 218 و 235 و 236 و التنبیه و الاشراف چ لیدن ص 101 و نوروزنامه چ مینوی ص 11 و 18 و کتاب التاج چ قاهره ص 146 و مجلهء یادگار سال 4 شمارهء 7 ص 52 (مقالهء نوروز از تقی زاده) و المحاسن و الاضداد چ مصر ص 234 و معجم البلدان ج 1 ص 669 و تمدن اسلامی تألیف جرجی زیدان ج 2 ص 22 و بلوغ الارب ج 1 ص 387 و مجلهء جهان نو سال 1 شمارهء 1 (مقالهء جشن نوروز از معین) و سالنامهء فرهنگ کرمان، نوروز (از سعید نفیسی) شود : چون سپرم نِهْ میان بزم به نوروز در مه بهمن بیار و جان عدو سوزرودکی سپاهی که نوروز گرد آورید همه نیست کردش ز ناگه شجامدقیقی آمد نوروز و نو دمید بنفشه بر ما فرخنده باد و بر تو فرخشهمنجیک نوروز و گل و نبید چون زنگ ما شاد و به سبزه کرده آهنگعماره به نوروز چون برنشستی به تخت به نزدیک او موبد نیکبختفردوسی هم آتش بمردی به آتشکده شدی تیره نوروز و جشن سدهفردوسی چو خورشید برزد سر از پشت زاغ جهان شد از او همچو نوروز باغفردوسی نوروز بزرگ آمد آرایش عالم میراث به نزدیک ملوک عجم از جم عنصری نوروز درآمد ای منوچهری با لالهء لعل و با گل حمریمنوچهری آمدت نوروز و آمد جشن نوروزی فراز کامکارا کار گیتی تازه از سر گیر باز منوچهری نوروز روزگار نشاط ( است و ایمنی پوشیده ابر دشت به دیبای ارمنی منوچهری امیر به جشن نوروز بنشست و داد این روز بداد (تاریخ بیهقی ص 544 پس از نوروز چون به نشابور بازرسیم اگر مراد باشد تابستان این توان بود (تاریخ بیهقی ص 452 ) و به فرصت بنده می فرستد با خدمت نوروز و مهرگان (تاریخ بیهقی ص 242 ) ندیدی به نوروز گشته به صحرا به عیوق ماننده لاله یْ طری راناصرخسرو نوروز به از مهرگان اگرچه هر دو دو زمانند اعتدالیناصرخسرو از پس خویشت بدواند همی گه سوی نوروز و گهی زی خزان ناصرخسرو بر چهرهء گل نسیم نوروز خوش است در صحن چمن روی دل افروز خوش است خیام روز نوروز همی گفتم با من باشی ای همه روزه چو نوروز دلفروز پدرسوزنی تا که شد نوروز سلطان فلک را میزبان عاملان طبع جان بر میزبان افشانده اند خاقانی طبع مراست جان تهی تحفهء سخن نوروز راست جان تهی باد نوبهارخاقانی خیز به شمشیر صبح سر ببُر این مرغ را تحفهء نوروز ساز پیش شه کامیابخاقانی ز بس نارنج و نار مجلس افروز شده در حقه بازی باد نوروزنظامی جمالش باد دایم مجلس افروز شبش مواج باد و روز نوروزنظامی آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است سعدی ||گویا به معنی مطلق روز اول سال است به هر برج و به هر روز که افتد (یادداشت مؤلف) :گشتاسب بفرمود تا کبیسه کردند و فروردین آن روز آفتاب به اول سرطان گرفت و جشن کرد و گفت این روز را نگاه دارید و نوروز کنید که سرطان طالع عمل است (نوروزنامه از یادداشت مؤلف ||) گل نوروز؛ نوعی زنبق وحشی است که در همدان و آب ترش میان رشت و قزوین یافت میشود (|| (یادداشت مؤلف ||) نزد صوفیه عالم تفرقه را گویند (فرهنگ علوم عقلی از کشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 1563 (اصطلاح موسیقی) یکی از نغمات موسیقی قدیم ایرانی که به قول صفی الدین ارموی در مقام سه گاه نواخته می شده (مجلهء موسیقی ش 97 ص 30 از فرهنگ فارسی معین) مخفف نوروز بزرگ است (یادداشت مؤلف) آوازه ای است که از مقامات 5 بانگ دارد و از چهارمین نغمه است (رسالهء بهجت الروح ص 110 ) : نوروز بزرگم بزن ای / بوسُلیک حسینی مشتق شده و 1 مطرب امروز زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز منوچهری در پردهء نوروز بدین وزن غزل گفت وزنی که همه مطلع فتح و ظفر آمدسوزنی اگر نوروز می خواهی که بینی بجوی از بوسُلیک و از حسینی بدان نوروز را ای مرد هشیار که می آید ز چارم نغمه، 1) - رجوع به گاه شماری ص 44 و آثارالباقیه ص 216 شود ( 2) - نوروز از مراسم بسیار کهن ) ( هشدار (از بهجت الروح ص 51 ایرانیان آریائی است اگرچه در اوستا از نوروز نامی نیست، ولی برخی از کتابهای دینی پهلوی از نوروز و مراسم ایرانیان باستان یاد نام زن ]Hvogvi یا هوگوی Hvov کرده اند در بندهش بزرگ و نیز در صد در بندهش آمده است: زرتشت سه بار با هوو زرتشت، دختر فرشوشتر، و او برادر جاماسپ و او وزیر کی گشتاسپ بود ] نزدیک شد، و هر بار نطفه ای از او به زمین افتاد و این که آن را با زره = هامون تطبیق کرده اند ] ،Kasava ] در دریاچهء کسوه [ Anahita ، سه نطفه تحت مراقبت ایزد اناهیته [ ناهید نهاده شد در آنجا کوهی است به نام کوه خدا که جایگاه گروهی از پارسیان است هر سال در نوروز و مهرگان این مردم دختران خود را برای آب تنی در دریاچهء مزبور می فرستند، زیرا زرتشت به آنان گفته است که از دختران ایشان اوشیدر و اوشیدرماه و Darmesteter: etudes iraniennes, vol II p سوشیان [ موعودان سه گانهء مزدیسنا ] به وجود خواهند آمد (- 208 9) - مالیاتهای کشوری در روزگار ساسانیان در نوروز افتتاح می شد (کتاب التاج ص 146 )، و یکی از جهات اصلاح تقویم و ) (3 4) - هنوز هم کاشتن حبوبات ) ( کبیسه قرار دادن سالهای پارسی به توسط متوکل و معتمدبالله همین امر بود (آثارالباقیه ص 31 پیش از عید و نگاه داشتن سبزهء آنها تا روز سیزدهم فروردین در اغلب خانواده های ایرانی معمول است ( 5) - رجوع به آثارالباقیه ص 218 و المحاسن و الاضداد ص 236 و معجم البلدان ج 1 ص 70 و 669 شود.

درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس

اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارت‌های عضو شتاب

مشاهده جزئیات محصول

اشتراک‌گذاری:

با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید