نور چشم
[رِ چَ / چِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) وجود بسیار عزیز و گرامی نور دیده که دیدنش موجب روشنی چشم و انبساط خاطر است فرزند بسیار عزیز دوست گرامی : دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر کای نور چشم من به جز از کشته ندروی حافظ ای نور چشم من سخنی هست گوش کن تا ساغرت پُر است بنوشان و نوش کن حافظ جمال دختر رز نور چشم ماست مگر که در نقاب زجاجی و پردهء عنبی است حافظ.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
