نوانی
[نَ وا] (حامص)( 1) نوان بودن رجوع به نوان شود || ناتوانی : بر حسرت شاخ گل در باغ گوا شد بیچارگی و زردی و کوژی و نوانیش ناصرخسرو - نوانی گرفتن؛ خمیدن خم شدن دوتا گشتن : تن ماه چهره گرانی گرفت روان زادسروش نوانی گرفتاسدی ( 1) - از: نوان + ی (حاصل مصدر) رجوع به نوان در تمام معانی شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
