نواله خوردن
[نَ لَ / لِ خوَرْ / خُرْ دَ](مص مرکب) لقمه خوردن : گوینده چو دید کآن جوانمرد بی دوست نواله ای نمی خوردنظامی مجنون که ز نوش بود بی بهر می خورد نواله های چون زهرنظامی رجوع به نواله شود || نصیب بردن لفت ولیس کردن حیف ومیل کردن : نز هیچ عمل نواله ای خوردم نز هیچ قباله باقیی دارممسعودسعد.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
