نمیمه
[نَ مَ] (ع مص) نَمّ نمیم (اقرب الموارد) سخن چینی کردن (زوزنی (||) اِمص) سخن چینی (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) ج، نمیم، نمائم (|| اِ) آواز ترکش( 1) (منتهی الارب ||) آواز کتابت (منتهی الارب) (از اقرب الموارد ||) آواز کلام نرم « و سمعت نمیمه القانص: همس کلامه » : (منتهی الارب) وسواس همس الکلام || حرکت نمیم (اقرب الموارد) ( 1) - فی الاساس قال الاصمعی اراد صوت وتر او ریحاً استروحته الحمر و انکروهما هماً من قانص قال لانّه اشد خت ،« نمیمه من قانص متلبب » و قوله للقنیص من ان یهمهم للوحش (اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
